ما محدودیم؛ اما رویاهای ما نه!

محدودیت چیست؟

محدودیت یعنی از انجام کارهایی که حق هر فرد و موجودی است محروم باشی. ما زنان در افغانستان نیز با محدودیت روبه‌رو هستیم. بله، ما در افغانستان محدودیت‌های زیادی داریم که کاملاً غیرقابل‌قبول می‌باشد. با وجود این همه، باید بدانید که همه محدودیت‌ها را نمی‌توان از بین برد، اما نباید اجازه دهیم که محدودیت‌های بیرونی، امید و تلاش ما را نیز از بین ببرند.

تا زمانی که زنده‌ایم، امید هست و تا زمانی که امید داریم، هیچ محدودیتی نمی‌تواند رویاهای ما را کاملاً از ما بگیرد. طالبان مکاتب، دانشگاه، ورزش و موسیقی را برای زنان ممنوع ساخته است؛ اما اگر فردی با عمق وجود به موسیقی، ورزش و تحصیل علاقه داشته باشد، می‌تواند با وجود سخت‌گیری‌های طالبان به رویای خود برسد. شاید در افغانستان نتواند؛ اما حالا قرن بیست‌ویکم است، در جهان استعدادهای بی‌شماری وجود دارد و خیلی از کشورها دنبال استعداد هستند. پس اگر استعداد دارید و تلاش می‌کنید، به کشورهایی که دنبال استعداد هستند بروید.

جای ناراحتی است که افغانستان با وجود داشتن افراد بااستعداد، باز هم هنوز به کشور موفق مبدل نشده است. اما تلاش کنید در کشورهای دیگر برای وطن خود مایه افتخار شوید.

از نظر من، دلیل اینکه افغانستان تا هنوز کشور رویایی و پیشرفته نشده است، این است که بسیاری از خانواده‌ها به نسل جوان فقط می‌گویند که دنبال کاری برو که بیشترین درآمد را دارد.

در حالی که آن جوان رویای دیگری در سر دارد. انسان معمولاً وقتی در کاری علاقه، استعداد و پشتکار داشته باشد، شانس بیشتری برای موفقیت و رضایت دارد. مثلاً دختری که به موسیقی علاقه دارد، به خاطر حرف خانواده و مردم مجبور است داکتری بخواند؛ یا پسری که به ورزش علاقه دارد، مجبور است انجنیری را بخواند. ممکن است آن دختر یا پسر با وجود موفقیت ظاهری، احساس رضایت و خوشبختی واقعی نداشته باشد؛ زیرا در مسیری قدم گذاشته که انتخاب قلب و علاقه‌ی خودش نبوده است؛ چون سال‌ها رویای دیگری را در قلب خود پرورش داده است. خیلی دردناک است که رویایی را سال‌ها در دل پرورش بدهی و با وجود استعداد و تلاش‌های مداوم، در آخر به آن نرسی. من از خانواده‌ها می‌خواهم که بگذارند فرزندان‌شان دنبال رویای خود بروند تا موفق شوند؛ رویایی که به آن علاقه دارند. هیچ والدینی نمی‌خواهد فرزندش ناراحت و حسرت‌به‌دل بماند، پس چرا بعضی از والدین باعث می‌شوند فرزندش به رویای خود نرسد و سهواً باعث ناراحتی فرزند خود می‌شوند؟ بزرگ‌ترین ترس یک فرزند این است که بزرگ‌ترین ضربه را از نزدیکان خود دریافت کند و بزرگ‌ترین مانع برای رسیدن به رویایش، مخالفت خانواده‌اش باشد؛ چرا که بیشتر از هر کسی به رضایت و همراهی خانواده‌اش نیاز دارد تا در این راه همراهی‌اش کند. من نیز می‌ترسم که برای رسیدن به آن چیزی که رویایم هست، خانواده‌ام بزرگ‌ترین مانع من باشند.

با این حال، من به تلاش ادامه خواهم داد؛ چون باور دارم هیچ محدودیتی جز ذهن خودم وجود ندارد.

ممکن است همیشه نتوانم به رویایم برسم، اما نمی‌خواهم قبل از تلاش کردن، خودم از آن دست بکشم.

شاید روزی خانواده‌ام مرا درک کنند و به رویا و تصمیم برای آینده‌ام احترام بگذارند.

می‌دانم که خانواده‌ام صلاح مرا می‌خواهد و دلیل اینکه با رویایم مخالفت می‌کند، حتماً حفظ امنیت من است؛ اما اگر به آن چیزی که می‌خواهم نرسم، این کار امنیت روحی و روانی مرا به خطر می‌اندازد. امیدوارم والدین من به رویا و علاقه من احترام بگذارند و بدانند این بهترین کار برای فرزندشان است.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000