حقوق زن در تاریخ اسلام

اول صبح روز دوشنبه بود. وقتی تمام کارهای خانه را تمام کردم، در اتاق خود مصروف خواندن کتاب تاریخ اسلام بودم. ناگهان مادر مهربان و دوست‌داشتنی‌ام در را باز کرد، داخل اتاق آمد و گفت: «مصروف چه کار هستی؟» من در پاسخ گفتم: «کتاب می‌خوانم.» مادرم گفت: «کدام کتاب؟» در جواب گفتم: «کتاب تاریخ اسلام را می‌خوانم.» مادرم باز هم پرسید: «این کتاب بیشتر در مورد کدام موضوع معلومات داده است؟» گفتم: «معلومات این کتاب بسیار زیاد است و من فعلاً به فصل حقوق زن در تاریخ اسلام رسیده‌ام.» مادرم پرسید: «در مورد حقوق زن در تاریخ اسلام چه گفته است؟»

من هم شروع کردم به قصه کردن در مورد حقوق زن در تاریخ اسلام. در این کتاب نوشته شده است که پیش از ظهور دین اسلام، در میان مردم عرب و در زمان جاهلیت، زنان و دختران از حقوق انسانی برخوردار نبودند. وقتی در خانواده‌ای دختر تولد می‌شد، همه به جای تبریکی برایشان تسلیت می‌گفتند؛ زیرا دختران را مایه‌ی ننگ و شرمساری می‌دانستند و حتی آنان را زنده به گور می‌کردند. مردم آن زمان در اوج جاهلیت و نادانی به سر می‌بردند. خداوند متعال پیامبر خود، حضرت محمد مصطفی (ص) را برای رهنمایی بشر فرستاد تا انسان‌ها را به راه راست هدایت کند و زن را از حقوق اصلی‌اش برخوردار سازد. حضرت محمد (ص) در میان همان مردم تولد و بزرگ شد و به مردم آن سرزمین فرمود: «دختران مایه‌ی خوشبختی خانواده‌ها هستند و حق زن و مرد با هم مساوی می‌باشد. زنان باید در جامعه مورد احترام قرار گیرند و از جایگاه خاصی برخوردار باشند.» چنانچه حضرت محمد (ص) دختر خود حضرت فاطمه (س) را بسیار دوست داشت و می‌فرمود: «فاطمه پاره‌ی تن من است؛ هر کس او را اذیت کند مرا اذیت کرده است و هر کس او را خشنود کند مرا خشنود ساخته است.» رسول اکرم (ص) دختران را دوست داشت و برایشان احترام قائل می‌شد.

حضرت محمد مصطفی (ص) که معجزه‌ی‌شان کتاب آسمانی قرآن کریم بود، هیچ‌گاه نه خودشان گفتند و نه در کتاب خدا ذکر شده است که دختران از حقوق انسانی برخوردار نباشند یا نباید درس بخوانند. ما در قرآن شریف چنین روایتی ندیده‌ایم؛ برعکس، همه‌ی انسان‌ها دارای حقوق مساوی هستند و هیچ زن و مردی بر دیگری برتری ندارد مگر به تقوا.

اما متأسفانه کسانی هستند مانند گروه طالبان که به نام دین اسلام، از دین سوءاستفاده کرده و چقدر به زن بی‌احترامی می‌کنند و در حق‌شان ظلم روا می‌دارند. در حقیقت، اگر ما دختران کمی بیندیشیم، زندگی امروز دختران افغانستان نیز نمونه‌ای از دوره جاهلیت است؛ در آن زمان دختر مایه‌ی ننگ بود، در این زمان دختر بودن جرم است! در آن زمان دختران زنده به گور می‌شدند؛ اما در این زمان در گوشه و کنار خانه زندانی می‌شوند. زن در آن زمان مانند کالا خرید و فروش می‌شد؛ اما حالا به ازدواج اجباری تن می‌دهد. فرقی ندارد؛ کسانی مانند همان مردم دوره جاهلیت عربستان، حالا به نام طالبان به افغانستان آمده‌اند که خود را مسلمان می‌خوانند؛ اما در واقع بویی از دین اسلام و مسلمانی نبرده‌اند و هیچ چیزی در مورد اسلام نمی‌دانند.

من امیدوارم همان‌طور که جاهلیت از آن سرزمین از بین رفت، از کشور ما افغانستان نیز ریشه‌کن شود و دختران افغانستان از حقوق انسانی و آزادی شخصی خود برخوردار گردند، زندگی مملو از خوشی و آزادی داشته باشند و از زندگی خود لذت ببرند. به امید یک افغانستان متحد و آگاه.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000