گاهی شرایط بسیار دشوار به نظر میرسد؛ اما همین که هنوز امیدواریم و تسلیم نشدهایم خود موفقیتی بزرگ است. باور دارم جوانههای امید و رویا در سختترین بسترها نیز توان رشد دارند. من پس از تغییر رژیم شاید مسیرم را ناچار تغییر دادم؛ اما هرگز دست از رویاپردازی و تلاش برنداشتم. این سالها دشوار گذشت؛ اما تجربههای تازهای آموختم و هر روز را با امید زیستم. ما از دل سختترین روزها برخاستیم، ادامه دادن را برگزیدیم و به این راه پایبند خواهیم ماند. واقعیت شرایط را پذیرفتیم؛ اما هرگز تسلیم آن نشدیم.
ما دختران بسیاری را دیدهایم که ایستادگی را انتخاب کردند؛ دخترانی که با وجود تنگدستی اقتصادی، چون سروی استوار در برابر تندبادها ایستادند.
میخواهم راوی زندگی دختری باشم که سختیها و ناملایمات بیشماری را پشت سر گذاشت؛ اما هنوز باور دارد که میتواند از دل خاک بیحاصل نیز جوانه بزند. شبانه، دختری که روزگارش را با امید گره زده بود، همصنفی من بود. او همیشه از آرزوهایش میگفت و من با تمام وجود به رویاهایش گوش میسپردم و برایش آرزوی پیروزی میکردم. هر روز که میگذشت، این رویاهایش بود که قد میکشیدند، تا اینکه روزی رسید که ناچار به خانهنشینی شد.
او مدتی گوشهگیر شد؛ اما دست از جستوجو برنداشت تا اینکه سرانجام پنجرهای تازه پیش رویش گشوده شد: پیوستن به فضایی که در آن ناامیدیها رنگ میبازد، مهارتهای نوین آموزش داده میشود و توانمندی و انگیزه دوباره جان میگیرد. او با تمام محدودیتها اکنون شادمان به آینده مینگرد و رویاهایش را بار دیگر پرورش میدهد.
این روایت بازتاب زندگی دخترانی است که در میان بیعدالتیها و تبعیضها، هنوز باور خود را حفظ کردهاند. درهایی به رویشان بسته شد؛ اما آنان پشت همین درهای بسته آموختند چگونه قدرتمندانه راههای تازهای بسازند. ما هنوز میآموزیم، توانمند میشویم و با انگیزهای دوچندان به آنسوی فرداها چشم دوختهایم.
شاید امکانات زیادی در دست نداشته باشیم؛ اما همین که هر روز پرشور ادامه میدهیم کاری بزرگ است. این سالها زمان زیادی بود؛ ولی سبب پختگی و بالندگی دختران بسیاری شد. ما از دل همین محدودیتها استقامت را آموختیم. آموزشهای توانمندسازی به من کمک کرده است تا نگاهی تازه به خود و جهان پیرامونم داشته باشم.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه