امروز نهم محرم است و شیعیان افغانستان در حالی برای امام حسین و یاران کشتهشدهاش در کربلا عزاداری میکنند که محدودیتها و فشارهای طالبان بر مراسم محرم نسبت به سالهای گذشته افزایش یافته است. با وجود آنکه مقامهای طالبان هر سال از تأمین امنیت مراسم عاشورا سخن میگویند، روایتهای مردم در کابل، هرات و دیگر ولایتها نشان میدهد که عزاداری شیعیان بیش از هر زمان دیگری زیر سایهی کنترل، محدودیت و مداخله قرار گرفته است.
در روزهای گذشته منابع محلی گزارش دادهاند که طالبان دهها تن از عزاداران شیعه را در کابل بازداشت کردهاند. همزمان، نیروهای این گروه در بخشهای مختلف شهر اقدام به جمعآوری پرچمهای عزاداری کردهاند؛ پرچمهایی که برای شیعیان تنها نماد یک مراسم مذهبی نیست، بلکه بخشی از هویت دینی و فرهنگی آنان به شمار میرود.
این در حالی است که شورای علمای شیعهی افغانستان پیش از آغاز ماه محرم از طالبان خواسته بود تا زمینهی برگزاری آزادانه و امن مراسم عاشورا را فراهم کنند. طالبان نیز در ظاهر از تأمین امنیت این مراسم سخن گفتهاند، اما روایتهای میدانی تصویر دیگری ارایه میکند که در میان مردم ترس شدیدی ناشی از کنترل طالبان وجود دارد و مردم نمیتوانند آنطوری که میخواهند و فرهنگ مذهبی شان ایجاد میکند، عزاداری کنند.
محرم؛ فراتر از یک مراسم مذهبی
در سنت شیعه، محرم تنها یادبود از یک واقعهی مذهبی نیست. شیعیان باور دارند که حسین فرزند علی، نواسهی پیامبر اسلام، در سال ۶۸۰ میلادی در صحرای کربلا در برابر حکومت یزید فرزند معاویه قیام کرد و همراه با یارانش کشته شد. این واقعه در فرهنگ شیعه به نماد مبارزه با ظلم، بیعدالتی و استبداد تبدیل شده است.
به همین دلیل، مراسم محرم برای میلیونها شیعه در سراسر جهان صرف یک مناسبت مذهبی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی مفاهیمی چون آزادی، عدالت، مقاومت و ایستادگی در برابر ظلم به شمار میرود.
در افغانستان نیز محرم برای شیعیان، بهویژه هزارهها، معنایی فراتر از عزاداری دارد. بسیاری از آنان این مراسم را بخشی از هویت جمعی خود میدانند؛ هویتی که در طول تاریخ بارها با تبعیض، سرکوب و خشونت مواجه شده است.
با این حال، روایتهای مردم نشان میدهد که طالبان تلاش میکنند محرم را به مراسمی محدود و کنترلشده تبدیل کنند.
یکی از باشندگان کابل به نام هادی «اسم مستعار»، میگوید که محدودیتها از سوی طالبان نسبت به برگزاری این مراسم شدیدتر شده است و این گروه به بهانههای مختلف تلاش میکنند شیعیان را تحت فشار قرار دهند.
او میگوید: «پرچمهایی که مردم بر سر بامهای خود نصب میکنند و پرچمهایی که روی موترها و موتورهایشان میزنند، توسط طالبان پایین آورده میشود. مردم نمیتوانند سقاخانه برپا کنند و ملاها نیز مجبور هستند از هرگونه سخنگفتن دربارهی واقعیت زندگی مردم در سایهی طالبان خودداری کنند.»
به گفتهی او، طالبان تلاش میکنند مراسم محرم را فقط به مسجدها و تکیهخانهها محدود کنند و حتا در آنجا نیز عزاداران و سخنرانان باید مطابق خواست طالبان رفتار کنند.
هادی از تجربهای در سال گذشته یاد میکند؛ تجربهای که به گفته او نشان میدهد طالبان تا چه اندازه با برخی نمادهای عزاداری شیعیان مشکل دارند. آنها مراسم شمعافروزی را آتشپرستی میخوانند.
او میگوید: «در سال گذشته و یک روز پس از عاشورا که شیعیان آن را شام غریبان مینامند و برای یادبود امام حسین و یارانش شمع روشن میکنند، طالبان در دشت برچی وقتی متوجه شدند مراسم شمعافروزی برگزار شده است، با خشونت کامل به آن حمله کردند. با چشمان خودم دیدم که بیشتر از ده نفر از نیروهای طالبان به مراسم حمله کردند و شمعها را زیر پای خود له کردند. آنها میگفتند اینها آتشپرست هستند. جوانانی را که مراسم را برگزار کرده بودند نیز با خود بردند و به شدت لتوکوب کردند.»
فضای بسته؛ محدودیتهای بیشتر
در هرات نیز وضعیت تفاوت چندانی ندارد؛ بلکه شدیدتر از کابل است.
عبدالله، یکی از باشندگان این شهر، میگوید که محدودیتها نسبت به سالهای گذشته به شکل بیپیشینهای افزایش یافته است.
او میگوید: «در هرات هیچ کاری در مراسم محرم بدون هماهنگی و اجازهی طالبان انجام نمیشود. ملاها میترسند علیه طالبان سخن بگویند. آنها مجبورند سخنرانیها و روضهخوانیها را فقط به عاشورا محدود کنند و آن هم با نهایت محافظهکاری. هیچ ملایی نمیتواند دربارهی آزادی، عدالت یا مفاهیمی که برای مردم حساسیتبرانگیز باشد صحبت کند.»
به گفتهی عبدالله، طالبان تلاش میکنند از طریق محدودکردن مراسم محرم، رفتار اجتماعی و مذهبی شیعیان را نیز کنترل کنند.
او میگوید: «در سالهای اخیر هر سال نسبت به سال قبل مراسم محرم محدودتر شده است. سال گذشته نیروهای طالبان بر سقاخانهها حمله میکردند، برگزارکنندگان را لتوکوب میکردند و سقاخانهها را تخریب میکردند؛ اما امسال حتا اجازه ندادند کسی سقاخانه برپا کند.»
در فرهنگ شیعه، سقاخانهها اهمیت ویژهای دارند. در این مکانها آب، چای و نوشیدنی میان مردم توزیع میشود؛ اقدامی نمادین که یادآور تشنگی حسین و یارانش در کربلا است؛ زمانی که سپاه یزید آب را به روی آنان بست.
عبدالله میگوید: «از نگاه طالبان برگزاری مراسم محرم و برپایی سقاخانهها کفر تلقی میشود؛ اما برای شیعیان، توزیع آب و نوشیدنی نوعی بزرگداشت از مقاومت با لبان تشنه در برابر ظلم است. این کار یادآور مبارزه با کسانی است که آب را بر حسین و یارانش بستند.»
او میافزاید: «ما با برخی رفتارهای افراطی مانند قمهزنی و زنجیرزنی شدید موافق نیستیم؛ اما وقتی طالبان حتا اجازه نمیدهند مردم آزادانه یک پرچم روی بام خانهی خود نصب کنند یا سقاخانه برپا کنند، این چیزی جز زورگویی نیست. طالبان با این محدودیتها در تلاشاند مذهب شیعه را محدود کنند.»
برای بسیاری از هزارهها، محرم به اضافهی جنبهی مذهبی، معنای هویتی و تاریخی نیز دارد.
محمدعلی، یکی دیگر از باشندگان کابل، میگوید در افغانستان هویت هزاره و شیعه چنان به هم گره خورده که نمیتوان یکی را بدون دیگری تصوور کرد.
او میگوید: «وقتی هزارهها در محرم عزاداری میکنند، این فقط یادبود از حسین و یارانش نیست. به همان اندازه، نوعی مقاومت در برابر نسلکشی تاریخیای است که این مردم در طول دههها تجربه کردهاند.»
به باور او، هزارهها در افغانستان قربانی تبعیض و حذف سیستماتیک بودهاند و به همین دلیل محرم برای آنان معنایی فراتر از یک مراسم مذهبی پیدا کرده است:
«هزارهها در افغانستان قربانی نسلکشی بودهاند و هنوز هم به شیوههای مختلف، از کوچهای اجباری گرفته تا حذف از ساختارهای دولتی، تحت فشار قرار دارند. به همین دلیل طالبان در روزهای محرم کنترل خود را بر رفتار مردم افزایش میدهند و هر روز جوانان را در چهارراهها بازجویی یا بازداشت میکنند.»
او میگوید که در پنج سال گذشته، هر سال با نزدیکشدن محرم محدودیتها بیشتر شده است: «امسال نسبت به هر سال دیگر محدودتر شده است. تمام مراسم و برنامههای عزاداری به داخل مسجدها و تکیهخانهها خلاصه شده و آن هم در شرایطی که نیروهای طالبان حضور دارند و رفتار مردم و گفتار ملاها را کنترل میکنند.»
محمدعلی میگوید: «از شور و حرارتی که محرم در سالهای پیش از آمدن طالبان داشت، دیگر خبری نیست. سقاخانهها را جمع کردهاند، پرچمها را از روی خانههای مردم پایین میآورند و هر روز به بهانههای مختلف جوانان و برگزارکنندگان مراسم را بازداشت میکنند.»
او در پایان میگوید: «طالبان فقط همین را میخواهند که اگر شیعهها عزاداری میکنند، باید مطابق میل آنها عزاداری کنند؛ نه آنگونه که فرهنگ، باورها و سنتهای خودشان ایجاب میکند.»
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه