امروز وقتی یک زیرگذر در هرات مورد حمایت قرار گرفت، هزاران نفر از گوشهوکنار جهان صدای خود را بلند کردند و در کنار آن ایستادند. این همبستگی ارزشمند است و نشان میدهد که مردم هنوز نسبت به بیعدالتی بیتفاوت نشدهاند. هفتهها از آن سخن گفتند، خوشحالی کردند و جشن گرفتند. اما در اینجا یک سؤال بزرگ وجود دارد: وقتی دهها زن، مادر و دختر در افغانستان در زندان هستند، زنانی که تنها به خاطر خواستن حق زندگی، حق تحصیل، آزادی و حق انتخاب بازداشت شدهاند و روزهای سختی را پشت سر میگذارند، چرا صدای حمایت از آنان اینقدر کم شنیده میشود؟
یک دختر هم قلب دارد، استعداد دارد، هدف دارد، آرزو و رؤیا دارد. او هم میخواهد آزاد زندگی کند، درس بخواند و بدون ترس در جادههای کابل و هرات قدم بزند. پس چرا میان انسانها تفاوت گذاشته میشود؟ چرا وقتی بحث حقوق و برابری به میان میآید، بسیاری سکوت میکنند؟ در بسیاری از کشورهای جهان، زنان از حقوق اساسی خود برخوردارند، اما در کشور من زن هر روز بیشتر از حق و جایگاه خود محروم میشود.
مکتب نرفتن ما عادی شد. کار نکردن ما عادی شد. دانشگاه نرفتن ما عادی شد. خانهنشینی ما عادی شد. محروم شدن ما از حضور در جامعه عادی شد چون سکوت کردیم. حالا گرفتن آبرو، عزت و کرامت ما نیز در حال عادی شدن است و سکوت همچنان ادامه دارد. وطن در حال خاموش شدن است؛ زنی که هر روز در سکوت فرو میریزد و غیرتی که نفسهای آخرش را میکشد، اما جهان هنوز خاموش مانده است.
ما نگفتهایم بیحجابی میکنیم. ما نگفتهایم ارزشهای دینی را کنار میگذاریم. ما فقط گفتیم با حجاب، با ماسک و حتی با برقع، بگذارید کار کنیم و بگذارید درس بخوانیم. بسیاری از ما نانآور خانوادههای خود هستیم.
نوریه فراموش شد و هزاران دختر دیگر مانند نوریه نیز فراموش شدند. شاید چند روزی در فضای مجازی دربارهی آنان سخن گفته شود، اما بسیاری از این واکنشها تنها برای جلب توجه، لایک و کامنت است. امروز دختری را از مقابل چشمان مردم میبرند، اما بسیاری سکوت میکنند. برخی حتی با پوزخند میگویند: «بگذار ببرند تا برای دیگران عبرت شود.» مگر او خواهر یا مادر کسی نیست؟ اگر من به شیوهی خود زندگی کنم، به دیگران چه ارتباطی دارد؟ هیچ انسانی از دیگری برتر نیست. اگر تار مویی پیدا باشد یا دست زنی دیده شود، مگر چه اتفاقی میافتد؟ خداوند آنقدر ظالم نیست که انسان را به خاطر یک تار مو مورد عذاب قرار دهد.
دست از گیر دادن به یقه و پایچهی زن بردارید. غیرت زمانی زیر سؤال میرود که زنان سرزمینت در زندان باشند، شکنجه شوند و کرامت انسانیشان پایمال شود. مشکل ما کمبود زیرساخت نیست، کمبود انسانیت، همدلی و مسئولیتپذیری است.
ای مردان در افغانستان، ما صدقه نمیخواهیم، ما همدلی میخواهیم. دست ما را نگیرید، فقط در کنار ما بایستید. بیایید صدای دخترانی باشیم که از خانه بیرون شدند تا چیزی بیاموزند و آیندهای بسازند، اما امروز کسی نمیداند چه بر سرشان آمده است.
من ایمان دارم که خداوند پاسخ اینهمه ظلم و ستم را خواهد داد و هیچ بیعدالتی برای همیشه باقی نخواهند ماند.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه