خودآگاهی و دیگرآگاهی

خودآگاهی و دیگرآگاهی دو اصطلاح زیبای درس‌های توانمندسازی (امپاورمنت) است. خودآگاهی به معنی درک و شناخت دقیق از خود می‌باشد. این اصطلاح را برای اولین بار که شنیدم خیلی برایم جدید و ناآشنا بود؛ ولی کم‌کم آن را در زندگی خود عملی کردم. در خودآگاهی اول‌تر از همه خودِ ما مهم است؛ اینکه خود ما […]

Read More

کرایه‌ها پایین و جریمه‌ها بالا؛ طاهر و هشت سال ریکشارانی در کابل

در غرب کابل ـ دشت برچی، ریکشا (سه‌چرخه) برای این که کرایه‌اش کم است، همه آن را سوار می‌شوند. از خوبی‌های دیگر آن این است که هنگام حرکت به سوی مقصد، زود پر می‌شود و حرکت می‌کند؛ اما در برچی، در تمام مسیرها؛ مسیر «پل خشک – قلعه‌ی نو»، «پل خشک – جبارخان»، «قلعه‌ی نو […]

Read More

تکرار سرنوشت مادرم برای من

نمی‌دانم این روزها را به عنوان یک خاطره بنویسم یا یک تاریخ. اگر خاطره بنویسم، کاغذ دفترچه‌ها توان تحمل این همه درد و اندوه را نخواهد داشت و اگر تاریخ بنویسم، می‌ترسم روزی فراموش شود. اما هر چه هست، باید نوشته شود. باید به یادگار بماند تا نسل‌های آینده بدانند که چه بر دختران این […]

Read More

ترس و ناآگاهی در اولین تجربه‌ی قاعدگی

خوب به یاد دارم که در دوازده‌سالگی، زمانی که در صنف پنجم مکتب درس می‌خواندم، به سن تکلیف رسیدم؛ همان سنی که ما به آن «بلوغ» می‌گوییم. آن زمان هیچ آگاهی‌ای درباره قاعدگی نداشتم و اصلاً نمی‌دانستم چه تغییراتی قرار است در بدنم رخ دهد. نه در خانه کسی با من درباره این موضوع صحبت […]

Read More

تاریخ تلخ یک سکوت

صدای زنگ موبایلم به صدا درآمد. روی موبایلم نوشته بود «مریم هراتی». فهمیدم دوستم مریم از هرات برایم تماس گرفته است. وقتی سلام دادم، جواب سلامم را با صدایی خفیف داد. حس کردم صدایش گرفته بود و بغض گلویش مجال بلند صحبت کردن را به او نمی‌داد. از کارها و فعالیت‌هایش پرسیدم و گفتم: «آیا […]

Read More