در غرب کابل ـ دشت برچی، ریکشا (سهچرخه) برای این که کرایهاش کم است، همه آن را سوار میشوند. از خوبیهای دیگر آن این است که هنگام حرکت به سوی مقصد، زود پر میشود و حرکت میکند؛ اما در برچی، در تمام مسیرها؛ مسیر «پل خشک – قلعهی نو»، «پل خشک – جبارخان»، «قلعهی نو – چهل دختران و پل کمپنی»، «پل خشک – ریگریشن»، «بیستمتره – پل کمپنی» و «نقاش – دیوانبیگی» همه ریکشاهای کهنه فعالیت میکنند.
طاهر، ۴۲ ساله و باشندهی کابل، هشت سال است که در مسیر «پل خشک – قلعهی نو» ریکشا میراند. او از تجربهی هشتسالهی خود در مورد ریکشارانی و وضعیت خود در پنج سال تسلط طالبان و پیشتر از آن قصه میکند. او نانآور یک خانوادهی ششنفری است که در این روزها به سختی روزگار میگذرانند. شام نان میخورند و برای فردای خود نگران هستند.
پیش از تسلط طالبان وضعیت بهتر بود
طاهر در پایان سال ۱۳۹۷، یک ریکشا خرید و در مسیر «قلعهی نو – پل خشک» به کار شروع کرد. او میگوید که در کمتر از سه سال پیش از تسلط طالبان بر افغانستان، کار بسیار خوب بود. مزاحمت از سوی شهرداری و پولیس وجود نداشت و رانندگان موترها و ریکشاها میتوانستند تا نیمههای شب کار کنند.
«پیش از طالبان به این خاطر وضعیت خوب بود و درآمد بیشتر که ما میتوانستیم تا ساعتهای ده و یازدهی شب در لین بمانیم و کار کنیم. پولیس هم مزاحمت نمیکرد. من بیشتر از دو سال پیش از آمدن طالبان در همین لین کار میکردم و خیلی از کار خود راضی بودم.»
طاهر میگوید که در سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ و تا تابستان ۱۴۰۰ که طالبان وارد کابل شدند، او بدون ترس و دغدغه کار و رانندگی میکرد و درآمد روزانهاش به خوبی خرج و مصرف خانوادهاش را کفایت میکرد و حتا میتوانست پسانداز هم بکند.
«پیش از آمدن طالبان دسترخوان ما پر بود. از همین کار میتوانستم زندگی خود و خانواده را خوب بچرخانم. همیشه میوه میخریدم و با خود به خانه میبردم؛ اما آن روزها تمام شد و در پنج سالی که طالبان آمده، همهچیز فرق کرده و بدتر شده است.»
طاهر که از کار خود تا آمدن طالبان راضی بود، امروز از سفرهی خالی و درآمد اندکِ ریکشارانی قصه میکند؛ وضعیتی که دشواری زندگی او و خانوادهاش را نشان میدهد.
پس از نخستین ماههای حضور طالبان در قدرت و وضع محدودیتها بر زندگی مردم، محدودیتها وارد جادهها نیز شدند و ضمن جمعآوری مالیات، به هر بهانهای رانندگان مجازات میشوند و باید پول بپردازند تا بتوانند در مسیر باقی بمانند و کار کنند.
«نیرویهای طالبان برای پولگرفتن از ما هر روز یک بهانهی نو پیدا میکنند. گاهی اگر در کنار سرک ایستاد کنی و یک طالب از کارت خوشش نیاید، اذیتت میکند و برای این که دست به جیب شوی و پول بدهی، نقشه میکشد. هر روز که از عمر طالبان میگذرد، در گرفتن پول اضافی از رانندگان ماهرتر میشوند.»
به گفتهی طاهر، یکی از محدودیتها بر کار ریکشاها این است که طالبان هر روز به دلیل بیروبار زیاد و تنگی جاده، ایستگاهها را تغییر میدهند و یک جای خالی را به نام «سرای» پیدا میکنند و رانندگان مجبور میشوند که روزانه هم برای طالبان پول بدهند و هم به هر دو سرای مبدأ و مقصد؛ در حالی که هیچ تغییری در اصل مسأله «ترافیک سنگین و شلوغی جاده»، به وجود نمیآید:
«هر روز یک قانون نو جور میکنند و از ما پول میگیرند. تیل قیمت است، روزانه چیزی که کار میکنیم باید به طالبان بدهیم و به سرایها، برای خود ما چیزی نمیماند و شام که به خانه برمیگردیم، یک کیلو میوه هم با خود برده نمیتوانیم.»
از سوی دیگر، وضعیت اجتماعی و محدودیتهایی که طالبان بر زندگی روزمرهی مردم وضع کردهاند، از جمله محدودیتها بر گشتوگذار زنان و دختران، نیز بر کار طاهر و رانندگان دیگر تأثیر بدی گذاشته است. او میگوید که مردم از طرف شام رفتوآمد نمیکنند و تا ساعت هشت شب جادهها خالی میشود و دیگر کسی نیست که ریکشا سوار شود و از جایی به جای دیگر برود:
«همین که شام میشود مردم، زن و مرد، به خانههای خود میروند و تا ساعت هشت دیگر کسی نیست که ما به خاطرش ایستاد شویم. ما هم مجبور میشویم به خانه برگردیم. اگر وضعیت خوب باشد و مردم از رفتن به بازار در شب نترسند، کمازکم ما میتوانیم تا ساعت یازده و دوازدهی شب کار کنیم.»
ریکشاهای مسیر پل خشک – قلعهی نو به سرک کهنه منتقل شدهاند
طاهر میگوید که در هفتههای اخیر طالبان مسیر ریکشاهای «پل خشک – قلعهی نو» را تغییر دادهاند و آنها دیگر از جادهی اصلی، یعنی «جادهی شهید مزاری»، رفتوآمد نمیکنند؛ بلکه از سرک کهنهای که مصلای قلعهی نو را به مسجد امام زمان در پل خشک وصل میکند، رفتوآمد میکنند.
او میگوید که این مسیر تازه خیلی بدتر است و بسیاری از مسافران از سرک کهنه رفتوآمد نمیکنند و برای مردم سخت است که وقتی مقصدشان چهارراهی حاجی نوروز، رسالت یا هر جای دیگری باشد، بیایند و ریکشاهای مسیر مصلا و مسجد امام زمان را سوار شوند:
«گاهی طالبان کاری میکنند که ما هیچ نمیفهمیم خوبی آن در چیست. همین تغییر مسیر ریکشاها از جادهی اصلی به جادهی فرعی هیچ مفهومی ندارد. فقط کار ما را سخت کردهاند. درآمد ما در هفتههای اخیر به حدی کم شده است که هر روز فکر میکنم دیگر نباید به این کار ادامه دهم؛ اما اگر ادامه ندهم، چه کار کنم؟ کار نیست. زندگی ما سراسر جبر و ناگزیری است.»
طاهر میگوید که او مجبور است ادامه دهد. اگر ادامه ندهد، هیچ انتخاب دیگری هم ندارد.
جریمههای سنگین و کرایههای کم
طاهر از جریمههای سنگینی که طالبان بر رانندگان ریکشاها وضع میکنند، شاکی است. او میگوید که اگر یک راننده اندکی تخلف کند یا خلاف میل یک مرد طالب حرکت یا توقف کند، جریمه میشود. مجبور است پول بپردازد یا برای چند هفته از کار بماند. طالبان ریکشا را قید میکنند و با آن که راننده باید به طور نقد جریمه پرداخت کند، ریکشایش هم برای چند هفته در قید طالبان میماند: « کرایهی ریکشا در تمام مسیرها برای هر نفر فقط پنج افغانی است؛ اما وقتی طالبان رانندهها را به هر دلیلی جریمه میکنند، رانندگان با پرداخت جریمههای سنگین از کار خود هم بیزار میشوند.»
او میگوید که یکی از رانندگان ریکشا که دوست و آشنای اوست، ۲۰ روز میشود که در خانه نشسته است و طالبان به خاطر یک تخلف کوچک، که او از جادهی اصلی حرکت کرده و از سرک کهنه نرفته است، ریکشایش را قید کردهاند:
«هر روز از همین مشکلات پیش میآید. گاهی میشود که یک روز تا شام، ۵۰۰ افغانی کار نمیکنی و یک طالب میآید تو را ۸۰۰ افغانی جریمه میکند. اگر پول ندهی، ریکشا را قید میکند و میگوید که برو سه هفته بعد دنبال ریکشا بیا.»
با این وصف، وضعیت زندگی طاهر و رانندگان ریکشاها در کابل به شدت غمانگیز است و آنها زندگی را با اجبار و از سر ناگزیری ادامه میدهند. محدودیتها شامل یک قشر و در یک سطح وضع نشده است؛ بلکه طالبان طبق میل و تفسیر خود، بر سراسر زندگی، کار و فعالیتهای روزمرهی مردم محدودیت وضع کردهاند و خودشان از کار خود راضی هستند؛ اما مردم یکسره شکایت دارند و زندگی در کنترل طالبان را بسیار دشوار تعریف میکنند.
طاهر میگوید که با این وضعیت نسبت به آینده و کار خود نگران است. از دیدگاه او، رفتارهایی که طالبان به نام تغییر، اصلاح و سهولت در رفتوآمدهای مردم انجام دادهاند، در عمل مشکلهای تازهای در زندگی و کار مردم خلق کردهاند. درآمدها به شدت کاهش یافته است و دسترخوانها خالیتر شدهاند.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه