حسِ سربار بودن

از یک سنی به بعد، دختری در افغانستان دیگر همان دختر سابق نیست. دختران در افغانستان یک‌باره، در یک چشم به هم زدن، بزرگ می‌شوند، نه آرام‌آرام و نه آهسته. اکثریت دختران در افغانستان مطابق سن خودشان زندگی نکرده‌اند. بیشتر از این‌که کودک باشند، مادر بوده‌اند، مادر دوم برای خواهر و برادرهای کوچک‌ترشان، دستیار و […]

Read More

آموختنی‌های «کلستر» برای من

این‌بار می‌خواهم از کلستر بنویسم. جایی که مفهوم خودشناسی، عشق، دوستی، توانمندی، انسان بودن و اندیشیدن را به من آموخت. جایی که استادانش نه‌تنها معلم، بلکه همراه، رهنما و دوستانی مهربان بودند. کلستر برای من جایی بود که در اوج ناامیدی و رهاکردن، دلیلی شد برای قوی‌تر ادامه دادن. بعد از تمام کردن صنف ششم، […]

Read More

آرزوها و آینده‌ی کشورم

صبح از خواب برخاستم. نسیم خنک بهاری صورتم را نوازش کرد و صدای چه‌چهِ پرندگان از بیرون به گوش می‌رسید. به بیرون نگاه کردم؛ آسمان قشنگ با رنگ آبی‌اش جلوه‌گری می‌کرد و پرندگان در حال پرواز بودند و با خوشحالی این‌طرف و آن‌طرف می‌رفتند. من هم از خانه بیرون شدم، صورتم را رو به آسمان […]

Read More

من هنوز پشت همان در ایستاده‌ام

به نامِ آفریدگارِ رویاهای ناتمام؛ خالقی که رویاها را آفرید تا هیچ قفلی نتواند آن‌ها را زندانی کند و قلم را برای روشنایی خلق نمود. نامه‌ای به کسانی که حقِ آموزشِ دختران را گرفته‌اند؛ به آنان که امروز تصمیم گرفتند دختران از درس و آموزش محروم بمانند. السلام علیکم و رحمة الله و برکاته، سلامِ […]

Read More

راز موفقیت در زندگی

موفقیت از آنِ کسانی نیست که هرگز دچارِ ناکامی نشده‌اند؛ بلکه متعلق به کسانی است که هرگز برای از سر گرفتنِ مبارزه، بیم و هراسی ندارند. موفقیت در این نیست که چه چیزی را در پیشِ رو داریم، بلکه در این است که چه چیزی را در پشتِ سر به جا می‌گذاریم. فرقی نمی‌کند چند […]

Read More