بابه مزاری هویتی شایسته به ما بخشید

مزاری کسی بود که به مردم خود (هزاره) هویتی را که شایسته‌ی آنان بود، تقدیم کرد. دیگران آنان را با القابی چون موش‌خور، جوالی و قلفک‌چپات به تحقیر یاد می‌کردند. او به مردم ما نه تنها هویتی شایسته، بلکه امید هم بخشید. می‌خواست قوم هزاره دوشادوش دیگر اقوام در عرصه‌های سیاست، تحصیل، فرهنگ، حق آموزش، […]

Read More

آیا معیارها تغییر می‌کنند یا منافع؟

اولین پرسشی که معمولاً با شنیدن واژه‌های «زن» و «مرد» به ذهن ما می‌رسد این است: «کدام جنس بهتر است؟» اما شاید از همان ابتدا سؤال را اشتباه مطرح کرده‌ایم. شاید پرسش واقعی این باشد: چرا انسان همواره به دنبال «بهتر» است؟ از آغاز تاریخ، انسان در جست‌وجوی چیزی بوده که سود بیشتری برایش داشته […]

Read More

احساس خطر در کوچه و پس‌کوچه‌های کابل

هر روز صبح ساعت ۴:۳۰ راهی آموزشگاه می‌شدم. هیچ احساس امنیتی نداشتم؛ گویا قرار بود اتفاق بدی به سراغم بیاید. هر روز با ترس‌های شکنجه‌آور از کوچه‌های خلوت عبور می‌کردم و با خودم می‌گفتم: «نکند دزدی راهم را بگیرد یا کسی آزارم دهد؟» با همین افکار به راهم ادامه می‌دادم که ناگهان مردی بزرگ‌سال سوار […]

Read More

چهار سال تحصیل یا تحمل؟ روایت بهرام از فضای طالبانی در دانشگاه کابل

بهرام در پنج‌سالگی تسلط طالبان بر افغانستان، به‌تازگی از دانشگاه کابل به سویه‌ی لیسانس فارغ‌التحصیل شده است. او چهار سال حضورش در این دانشگاه را سال‌های تحصیل و فراگیری دانش نمی‌داند؛ بلکه این سال‌ها را بیشتر دوره‌ای برای تحمل‌کردن توصیف می‌کند؛ چهار سالی که به گفته‌ی او با تبعیض شدید نژادی، فضای خشک و خشن، […]

Read More

پایان یک زندگی، زیر سایه‌ی محدودیت‌ها

بعد از چند ماه در یک صنف زبان انگلیسی ثبت‌نام کردم. مدت‌ها بود که از خانه بیرون نرفته بودم، به همین خاطر برای اولین روز درس کمی استرس داشتم. کتابی را که قرار بود آن روز توسط استادم تدریس شود مرور کردم. چند دقیقه نگذشته بود که ساعت ۷:۰۰ صبح شد و کلاس آغاز گردید. […]

Read More