دختر شانزدهسالهای هستم که در یک خانوادهی فقیر زندگی میکنم؛ خانوادهای که به سختی نان شب و روز ما را تهیه میکنیم. سه برادر دارم و هیچ خواهری ندارم. پدرم مردی است که نگاهش به من، بیش از آنکه پدرانه باشد، نگاه به یک «بار اضافی» است؛ باری که فقط میخواهد هرچه زودتر از دوشش […]
Read More