وقتی دغدغه‌ی مردم، فقط یک لقمه نان می‌شود

این روزها بزرگ‌ترین دغدغه‌ی مردم ما این است که چرا قیمت هر چیزی روزبه‌روز بالاتر می‌رود. یکی از افزایش قیمت گاز و تیل شکایت می‌کند و دیگری از گرانی آرد، برنج، روغن و دیگر مواد ضروری زندگی. هر روز که از خواب بیدار می‌شویم، گویی قیمت‌ها نیز همراه با طلوع خورشید افزایش یافته‌اند. این گرانی‌ها […]

Read More

روزی این طوفان‌ می‌ایستد

امروز با اعضای گروه با همدیگر جمع شدیم و یک انیمیشن زیبا را با هم تماشا کردیم که نامش «پسرک، موش‌کور، روباه و اسپ» بود. تمام این انیمیشن سرشار از درس و نکته‌های زیبا بود؛ اما نکته‌ای که بیشتر مرا به سمت خودش جذب کرد این بود که وقتی طوفان سد راه‌شان می‌آید، همگی‌شان می‌گویند […]

Read More

اگر نقاش بودم، برای همه دل‌خوشی می‌کشیدم

گاهی با خودم فکر می‌کنم اگر نقاش بودم، قلم ‌مو را مانند پلی میان غم و امید قرار می‌دادم. روی بوم، فقط رنگ‌ها را کنار هم نمی‌گذاشتم؛ بلکه آرزوهای شکسته، لبخندهای فراموش‌شده و امیدهای خاموش را دوباره زنده می‌کردم. شاید نتوان با یک نقاشی دنیا را تغییر داد؛ اما می‌توان دل یک انسان را روشن […]

Read More

فقط می‌‌خواهم درس بخوانم

می‌خواهم خوب درس بخوانم، نمره‌های خوب بگیرم و تمام تمرکزم فقط روی درس و آینده‌ام باشد. می‌خواهم وقتی کتابم را باز می‌کنم، ذهنم فقط در همان صفحه‌ها باشد، نه درگیر نگرانی‌های دیگر و نه گرفتار فکرهایی که آرامشم را می‌گیرند. می‌خواهم وقتی در صنف نشسته‌ام، فقط صدای معلم را بشنوم و بتوانم در همان لحظه […]

Read More

مبادا آخرین نفس بامیان را هم بگیرید

خبر را که خواندم، ناخودآگاه حس بدی گرفتم. نوشته بود در چند متری جای خالی بوداهای بامیان ساخت‌وساز آغاز شده است. برای خیلی‌ها شاید این فقط یک خبر باشد؛ اما برای من، برای دختری که در افغانستان بزرگ شده است، هیچ خبری فقط خبر نیست. هر خبر ادامه‌ی زخمی است که سال‌هاست خونریزی‌اش متوقف نشده […]

Read More