اگر به پنج سال قبل برگردم…!

روزها و شب‌هایی است که ذهن‌ خود را مصروف گذشته می‌سازیم؛ شاید بارها و بارها کودکی‌های‌ ما را زیر و رو کرده‌ایم، به خاطر تصمیمات اشتباه خود را هزاران بار سرزنش کرده‌ایم، گاهی حتی از سن و سال‌ خود هم شکایت داریم، از کشوری که وطن‌ ماست ناراضی هستیم و از خانواده‌ای که در آن […]

Read More

از تاریکی تا نور

من گاهی در میان گیرودارها به خودم می‌بالم؛ به اینکه چگونه مانند سرو در گرما و سرما مقاوم مانده‌ام و تسلیم نشدم. از محدودیت‌ها و از سختی‌ها پلی برای عبور و یادگیری ساختم و در این چهار سالی که گذشت، من خودم را بیشتر مشغول کردم، بیشتر یاد گرفتم و بیشتر به سوی بالندگی رجوع […]

Read More

اعتماد (۴۷) – کابل؛ جنگل سوخته، تقلا در بحران

وقتی امروز، پس از سال‌ها، به کابلِ پس از سقوط حکومت داکتر نجیب‌الله نگاه می‌کنم، آن شهر را تنها یک پایتخت فروپاشیده نمی‌بینم. کابل در ذهن من به جنگلی کهن می‌ماند؛ جنگلی که سال‌ها با همه‌ی خشکی‌ها، تاریکی‌ها، زخم‌ها و هراس‌هایش ایستاده بود. در آن جنگل، نظم عادلانه نبود؛ اما نظمی وجود داشت. درختانش زخمی […]

Read More

خداحافظی برای نجات

دو هفته شده بود که به خاطر طالبان و چپن‌سفیدهای «امر به‌ معروف»، پا از دروازه‌ی خانه بیرون نگذاشته بودم؛ زیرا این روزها طالبان دختران را از سرک و بازار جمع‌آوری می‌کنند و به ناکجاآباد می‌برند. دلتنگیِ عجیبی به من دست داده بود. از مادرم برای رفتن به خانه‌ی خاله حمیرا که در کوچه‌ی دیگر […]

Read More

دلیل بدبختی، ظلم و بی‌عدالتی چیست؟

دلیل بدبختی، ظلم و بی‌عدالتی چیست؟ تنها دلیلی که می‌تواند داشته باشد این است که ما در برابر هر ظلم، بدبختی و بی‌عدالتی سکوت می‌کنیم، می‌ترسیم و بین خود تفاهم نداریم. تحصیل کردن را برای ما ممنوع کردند، کار کردن را ممنوع کردند، بیرون شدن را ممنوع کردند؛ چرا؟ دلیلش واضح است؛ سکوت کردیم و […]

Read More