گام‌های استوار بعد از هجده‌سالگی

در تاریخ ۲ جولای ۲۰۲۵ قدمی به‌سوی هجده‌سالگی گذاشتم. هجده‌سالگی سنی است که انسان از نظر عقل و جسم به بلوغ می‌رسد. قرار شد دیانای کوچک پدر و مادر، به دختری بالغ تبدیل شود. قلمم را برمی‌دارم تا به یاد گذشته و هجده سالی که گذشت، بنویسم. من در قریه‌ای از ولسوالی «ناورِ غزنی» چشم […]

Read More

سیاست، عشق و اطاعت؛ مروری بر رمان «بازمانده‌ی روز»

در روزگاری که تاریکیِ جهل و محدودیت بر زندگی مردم سایه انداخته، بازگشت به ادبیات نه یک سرگرمی، بلکه نوعی ایستادگی است. کتاب‌خواندن، در چنین زمانه‌ای، کنشی است در برابر فراموشی. و در میان کتاب‌هایی که می‌توانند ما را به فکر وادارند، «بازمانده‌ی روز»  جایگاهی ویژه دارد؛ اثری از کازوو ایشی‌گورو که نه‌تنها برنده‌ی جایزه […]

Read More

قاتلان آرزوهای دختران افغانستان

آرزو بخش مهم و کلیدی زندگی هر انسان است. آرزو جوهره‌ی زندگی هر انسان است؛ چه زن باشد و چه مرد. انسان تا زمانی زنده است که آرزو دارد. همین آرزوهاست که ما را به سوی تلاش، پیشرفت و قله‌های موفقیت می‌کشاند. برخی از آرزوها از همان کودکی در دل آدمی ریشه می‌دواند و با […]

Read More

فوتسال افغانستان و صدای خاموش دختران

در حال مطالعه بودم و ساعت آرام‌آرام به نیمه‌شب نزدیک می‌شد. سکوت خانه تنها با صدای ورق زدن کتاب شکسته می‌شد. ناگهان صدای شلیک گلوله از کوچه بلند شد. با نگرانی از اتاقم بیرون شدم و به اتاق دیگر رفتم. در کمال ناباوری دیدم بچه‌کاکایم با خوشحالی در حال رقص است. شوکه شدم و با […]

Read More

رویایی که فقط یک رویا ماند

دلم گرفته است. هر لحظه بغضی بر گلویم چنگ می‌زند؛ اما اجازه نمی‌دهم اشک‌هایم بریزد. می‌خواهم بغض پنهانی را که در گلو دارم، فرو بدهم، اما نمی‌شود. سرانجام غم و اندوه بر من غلبه می‌کند و اشک می‌ریزم؛ برای تمام بدبختی‌هایم، برای اینکه دخترم، برای اینکه به‌خاطر دختر بودنم همیشه محدود بودم، برای اینکه در […]

Read More