پرده را پس میزنم(13)؛ قصهی آوارگی و رهایی
تصمیم پدرم برای مهاجرت همهی ما را غافلگیر کرد. او پاسپورت همهی اعضای خانواده را قبلاً آماده کرده بود. وقتی خبر داد که فردا حرکت میکنیم، نخست تصور کردیم که دارد شوخی میکند؛ اما وقتی دیدیم که جدی است و…
بیشتر