درد روزهای غریبی؛ مهاجرت تنها عبور از مرز نیست
بار اول که دیدمش، با چشمان شفاف و عسلی، زیبا؛ اما پردهدار رازی که در عمق چشمانش میلرزید. دوست داشت بخندد، اما با لبخندهای، نرم و بیصدا، فقط روی دردهای پنهانیاش کشیده بود. کافی بود چند کلمه بگوید تا از…
بیشتر