از خاک تا افقِ مهاجرت؛ روایت مهاجرت فردوس

فردوس، جوان ۲۳ ساله‌ای از منطقه‌ی نیکپایِ ولسوالی دوشی ولایت بغلان است که در کوچه‌های خاکی و شلوغ اسلام‌آباد پاکستان به عنوان یک کارگر ساده در مهمان‌خانه‌ی کوچکی کار می‌کند. زندگی او، هم‌چون بسیاری از جوانان افغانستانی دیگر، به دلیل… بیشتر

مرزهای ناهم‌وار؛ آوارگی و درد بی‌وطنی

اشاره: به دلیل مسایل امنیتی، عکس اصلی و مکان زندگی مصاحبه‌شونده، ذکر نشده‌است. پس از روزها انتظار، ویزای پاکستان را دریافت کردم. باران نرم‌نرم می‌بارید و بوی دل‌انگیز خاک در هوا پیچیده بود. از آن شب‌هایی بود که انگار زمین… بیشتر

حامد رضایی؛ روایت امید و تلاش در دل مهاجرت

مهاجرت از افغانستان به پاکستان  در سال 1980 میلادی، گروهی از خانواده‌های هزاره‌های اهل سنت از ولایت کندز افغانستان، به ویژه از ولسوالی خان‌آباد، به قصد آینده‌ی روشن و با آرزوی رسیدن به زندگی بهتر، مهاجرت به کشور پاکستان را… بیشتر

پس از سقوط؛ هستی زندگی را با 45 افغانی می‌دوزد

با آمدن طالبان زندگی مردم به ویژه زنان افغانستان، به طور سرسام‌آوری تغییر کرد و طالبان زنان و دختران را از زندگی اجتماعی، سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اکادمیک کاملا حذف کردند و آنان به یک‌بارگی در تاریکی قرار گرفتند. امروز… بیشتر

پشت دیوارهای بُتنی؛ روایت فاطمه از دو دور شکست در تحصیل

در فضای پُر از رنج و اندوه افغانستان، روایت‌هایی از درد و رنج زنان و دختران کشور هرگز تمام نمی‌شود. نمی‌توان عمق زخم‌های جسمی و روانی‌ را‌ که زنان در افغانستان سال‌ها تحمل کرده‌اند، به راحتی درک کرد. وقتی با… بیشتر