زمان در قابِ زندگی

از زمان حرف می‌زنم؛ مدبر قدرتمند، ماهر، خستگی‌ناپذیر و غیرقابل‌توقف. از خلقت جهان تا اکنون که از پا نمانده و شاید تا ابد از پا نماند. دوازده عددی که گرد هم آمده‌اند و دایره‌ای را شکل داده‌اند. سه حاکم که… بیشتر

زخم‌های پنهان کابل

جیغ وحشتناکی خواب را از چشمانم ربود. صدای نازک و لرزان پریسا، دختر همسایه، در سکوت شب می‌پیچید و به گوشم می‌رسید. لحظه‌ای بعد، فریادهای بلندتر و ناله‌های حمیده مادرش، به آن اضافه شد. دست و پایم از شدت ترس… بیشتر

دختری با رویای فراغت از مکتب

امروز روز تازه و شروع دیگر برای همه است. آفتاب با طلوع زرینش زمین را دوباره رنگ‌آمیزی کرده است. اما دل من جایی دیگر است، در مکتب، در کلاس‌های درس و در شوق بی‌پایان برای یادگیری. این روزها بیشتر از… بیشتر

رویای ناتمام یک دختر دانش‌آموز

گذر زمان به‌گونه‌ای پیش می‌رود که گاهی انسان حتی تصورش را هم نمی‌تواند بکند. ثانیه‌ها، دقیقه‌ها، ساعت‌ها، روزها، هفته‌ها، ماه‌ها و سال‌ها می‌گذرند، همان‌گونه که زمانی گذشت که نمی‌توانستم کتاب یا قرآن بخوانم و بنویسم. با ورود به مکتب، آهسته‌آهسته… بیشتر

رویای من، روی بال هدف‌های من

زندگی من داستانی است که با آرزوها و رویاهای بزرگ ساخته می‌شود. برای من، هدف تنها یک مقصد نیست؛ هدف خود راهی است که مرا به رویاهایم می‌رساند. من یک دختر افغانستانی هستم، دختری که در کشوری با تاریخ پر… بیشتر
میدیا \ جوانان