بگذارید نفس بکشیم!

ساعت پنج و پنج دقیقه‌ی عصر است. باران، مثل دانه‌های مروارید، آرام‌آرام بر بام‌های کاه‌گلی قریه فرود می‌آید و صدای شرشر آن نرم‌نرم گوشم را نوازش می‌کند. زیر کمبل نشسته‌ام و مشغول مطالعه‌ی کتاب «بگذار نفس بکشیم» هستم. در این… بیشتر

از ازدواج اجباری تا پناه بردن به آغوش مرگ

در طول تاریخ، زنان و دختران در افغانستان همواره قربانی ازدواج‌های اجباری بوده‌اند و این پدیده‌ی شوم هنوز هم قربانیان بسیاری از میان زنان و دختران افغانستان می‌گیرد. در یکی از گزارش‌ها، منابع محلی در هرات از خودکشی یک دختر… بیشتر

هر شب دختری برای آینده‌ی روشن در کابل دعا می‌کند

هر شب، وقتی آسمان کابل آرام‌آرام تاریک و چراغ خانه‌ها یکی‌یکی روشن می‌شود، من کنار پنجره‌ی اتاقم می‌ایستم. به آسمان نگاه می‌کنم، به ستاره‌هایی که با هم نجوا می‌کنند و با تمام وجودم دعا می‌کنم. برای چه؟ برای آینده. برای… بیشتر

سقوط افغانستان؛ زخمی بی‌مرهم

هم‌زمان با آغاز امتحانات چهارونیم‌ماهه سال، هیاهو و زمزمه‌هایی شنیده می‌شد مبنی بر این‌که افغانستان در حال سقوط است. همه رسانه‌های اجتماعی، آمار دقیق و تازه‌ای از وضعیت کشور و ولایت‌های مختلف منتشر می‌کردند. ولایت‌های افغانستان یکی پس از دیگری،… بیشتر

مقاومت و آرزوها در برابر ظلم

همه دور هم جمع شده‌ایم و از خاطرات خود می‌گوییم؛ از گذشته‌ی دور، از روزهایی که بی‌هیچ دغدغه‌ای زندگی می‌کردیم، از همان دورانی که خبری از غم و غصه، درد و رنج، طالبان، بی‌عدالتی، ظلم، ستم و محرومیت از حق… بیشتر
میدیا \ جوانان