دختری میان رویا و واقعیت

من سوسن هستم؛ دختری که روزی در کوچه‌های خاکی کابل قدم می‌زد، با دفترچه‌ی کوچکی و کتاب‌های کهنه‌ی زبان چینی در دست، و دلی پر از رؤیا، خوشحال بودم. اما حالا در یک شهر بیگانه ام؛ شهری که با همه‌ی… بیشتر

از وضعیت ناگوار دختران افغانستان تا رویای آزادی

هوا تقریباً گرم بود و من لباس‌های نوِ خود را پوشیده بودم. در حالی‌که قصد داشتم به خانه‌ی خاله‌ام بروم، در دلم هیجان و شادی آن روز موج می‌زد. با قدم‌هایی آرام و خوشحال راه می‌رفتم، اما ناگهان چشمم به… بیشتر

«یک با یک مساوی نیست»

از صنف اول یاد گرفتیم که یک با یک برابر است. یاد گرفتیم صداقت و راستی همیشه پیروز اند. یاد گرفتیم انسان‌های بد، بالاخره به اشتباه خود پی می‌برند و از گناهی که کرده‌اند، شرم‌سار و خجالت‌زده می‌شوند و دیگر… بیشتر

زن در واقعیت و زن در حال حاضر در افغانستان

سال‌ها پیش برای تجلیل از روز زن به قصر دارالامان رفتم. خاله‌ام برای گرفتن کت‌وشلوارش به خانه‌ی ما آمد و آماده‌ی رفتن به جایی خاص شد. از او پرسیدم: کجا می‌ری خاله جان؟ گفت: به قصر دارالامان. پرسیدم: بخاطر چی؟… بیشتر

بامیان شهر آرزوها و رویاهایم

بامیان یکی از ولایت‌های تاریخی افغانستان است که در متن و بطنش هزاران قصه‌ی ناگفته و درد نهفته دارد. همان‌گونه که شاعر می‌گوید «یک جهان اعجاز دارد بامیان/سینه‌ی پر راز دارد بامیان» این شهر، شهرِ افسانه‌ها و اساطیر کهن است.… بیشتر
میدیا \ جوانان