روایت یک دختر از رنج، مقاومت و امید

سه سال است که از آن روز شوم می‌گذرد؛ روزی که تاریکی ناگهان بر سرزمین ما سایه افکند و نور امید را از چشمانمان ربود. به یاد دارم آن روزها را، وقتی که در خانه‌مان بودم، نشسته بودم و در… بیشتر

رویایی که به من شجاعت ادامه دادن می‌بخشد

شش ساله بودم، با امیدی کودکانه به زندگی، چیزی مرا اذیت نمی‌کرد. در آن سن، تنها چیزی که می‌خواستم، عشق و محبت بود. روزهایم پر از شادی و معصومیت کودکانه می‌گذشت و از هر اتفاقی دلشاد می‌شدم و از بازی‌های… بیشتر

روایت مرارت و روئیت ه‍لال امید

بلقیس هستم، دختری از دختران افغان که برای دست‌یافتن به رویاهایش کشورش را رها کرد و آواره شد. پانزدهم اگست سال ۲۰۲۱ م. یکی از تاریک‌ترین روزهایی بود که افغانستان دوباره به بیست‌سال عقب برگشت. روزی که میلیون‌ها آرزو و… بیشتر

روایت فروش دختران و زندگیِ سخت یک دوست

این داستان تلخ از یک دختر در افغانستان در سال ۲۰۲۳ است؛ سالی که بسیاری از خانواده‌ها برای تامین نیازهای ابتدایی زندگی، مثل خرج و خوراک مجبور بودند دختران خود را بفروشند. در چند سال گذشته، به خصوص سال 2023… بیشتر

روایت فاطمه: دو سالی که همه‌چیز را تغییر داد

داستان من از جایی شروع شد که ۱۴ سال سن داشتم و در صنف دهم مکتب درس می‌خواندم. یادم می‌آید چقدر شوق و ذوق درس‌هایم را داشتم. هر سالی که در درس‌هایم موفق می‌شدم و به صنف بالاتری می‌رفتم، حس… بیشتر
میدیا \ جوانان