پشت چادری برقع، رویایی در انتظار طلوع
سپیدهدم، آسمان در هالهای از نور و تاریکی غوطهور بود و باد سردی در کوچههای خاکی میپیچید و بوی صبح را با خود میآورد. من در میان آن درهی بیانتها، با چشمانی پر از اندوه و قلب سرشار از آرزوهای…
بیشتر