سفر ناتمام «مادر عبدول»؛ مرگ در مسیر درمان

مادری که به خاطر بازداشت پسرش توسط طالبان سکته کرد و جان باخت، از دایکندی به کابل می‌رفت تا درمان شود و به زندگی‌اش ادامه دهد؛ اما در بامیان، طالبان پسرش را بازداشت کردند، مادرش ترسید و رنجید؛ سکته کرد و پیش از رسیدن به کابل و ملاقاتِ پزشک درگذشت.

زندگی مردم بیشتر از پیش دشوارتر شده‌ است. گروه طالبان به دلیل سخت‌گیری‌های مداوم، گاهی تو را از زندگی‌کردن در این وضعیت بیزار می‌کنند؛ شاید بخواهی دق کنی، قلبت بایستد تا دیگر این وضعیت را تجربه نکنی. مادر عبدول همین‌‌گونه با زندگی ذلت‌بار در سایه‌‌ی طالبان بدرود گفت. این توصیف از زندگی اکنون مردم اغراق‌آمیز نیست، بلکه واقعیتی‌ست که هر روز در گوشه‌وکنار افغانستان تکرار می‌شود. واقعیتی که در آن، ساده‌ترین تصمیم‌های انسانی می‌تواند به فاجعه ختم شود.

در روز جمعه، چهارم ماه ثور ۱۴۰۵، شماری از باشندگان ولسوالی میرامور ولایت دایکندی راهی کابل شدند. در میان آن‌ها مرد جوانی به نام عبدول و مادرش که باشندگان «روستای وانه» در میرامور هستند، هم بودند. عبدول می‌خواست مادر مریض خود را به کابل برساند تا تداوی شود و سالم به خانه برگردد. این سفر، برای بسیاری از خانواده‌ها در افغانستان، نه یک انتخاب، بلکه آخرین امید برای نجات جان عزیزان‌شان است. در روستاها و ولسوالی‌ها امکان‌های درمانی-پزشکی کافی وجود ندارد و مردم مجبور می‌شوند که مریضان خود را برای تداوی کامل، به کابل ببرند.

موترهای مسافربری خط دایکندی – کابل از نوع «فلان‌کوچ» است که راننده‌ها تا ۱۸ نفر هم سوار می‌کنند. سفر طولانی، دشوار و خسته‌کننده که با ناامنی، فقر و نبود امکان‌های درمانی گره خورده است. در چنین شرایطی، هر مسافر داستانی از خطر مرگ و اضطرار با خود حمل می‌کند.

موتر فلان‌کوچ مسافران میرامور، پس از طی مسیر دشوارگذر از میرامور تا مرکز بامیان، شب‌هنگام در «هتل اطلس» که در شروع بازار بامیان موقعیت دارد، اتراق می‌کند. مسافران خسته از سفر و نگران رسیدن تا کابل، پس از خوردن غذا، مورد بررسی و بازجویی از سوی طالبان قرار می‌گیرند. این‌جا، جایی‌ست که سفر یک بیمار به یک پرونده‌ی امنیتی تبدیل می‌شود.

در این موتر یک دختر و خانم جوان هم بودند که به جرم نداشتن محرم و همراه مرد از خانواده‌ی خود مورد بازجویی قرار می‌گیرند و عبدول می‌گوید که آن‌ها از همسایه‌هایش هستند، مریض‌اند و می‌خواهند به کابل بروند؛ مثل مادرش. همین مورد که آن‌ها از نزدیکان و همسایگان عبدول هستند، کافی بود تا نیروهای طالبان بر او مشکوک شوند. طالبان به همین جرم «همراهی با زنان نامحرم» عبدول و مسوولان هتل اطلس را بازداشت می‌کنند.

در دستورهای طالبان سفر بدون محرم شرعی برای زنان ممنوع است و جرم به حساب می‌آید و به همین دلیل رانندگان، مالکان رستورانت‌ها و تمام کسانی که در این مورد به زنان کمک می‌کنند، جای می‌دهند و به طالبان گزارش نمی‌دهند شریک جرم هستند، باید مجازات شوند.

وقتی عبدول توسط طالبان بازداشت می‌شود، مسافران همراهش هر چه تلاش و التماس می‌کنند، کارساز نمی‌شود. مادر مریض عبدول که قرار بود، برای درمان به کابل برسد، پیش آمر امنیت طالبان در بامیان، التماس و گریه می‌کند تا شاید دل آن‌ها بسوزد و پسرش را رها کنند؛ اما طالبان و شخص شیرعلی حیدری آمر امنیت به وضعیت صحی آن مادر توجه نمی‌کند و در بدل رهایی عبدول ۳۰هزار افغانی پول طلب می‌کنند.

سرانجام آن مادر مریض در جا از شدت درد و بی‌رحمی طالبان «سکته» می‌کند و جان می‌دهد. مرگی که نه طبیعی بود و نه اجتناب‌ناپذیر؛ بلکه نتیجه‌ی مستقیم فشار، ترس، تحقیر و بی‌پاسخ‌ماندن فریادهای یک مادر است.

فردای آن شب و پس از آن رخداد، آمر امنیت طالبان در بامیان، عبدول را رها می‌کند تا با پیکر بی‌جان مادرش به خانه و زادگاه خود در ولسوالی میرامور ولایت دایکندی برگردد. عبدول که یک کشاورز و کارگر ساده است، می‌خواست مادر مریضش را به کابل برساند و درمانش کند؛ اما پیش از رسیدن به کابل به خاطر دستگیرشدنش توسط طالبان، مادرش سکته می‌کند و او را از دست می‌دهد.

در شرایط فعلی، زندگی در وضعیت‌های مخصوص سخت می‌شود. همراهی دو زن جوان از همسایه‌های عبدول که به گفته‌ی عبدول، آن‌ها هم از سر مجبوری و مریضی از خانه‌ی خود به مقصد کابل در حرکت بودند، برای عبدول سخت و غیرقابل جبران تمام شد. چنین برخوردهای سخت و بدون مدارا، در چنین مواردی برای مردم سخت تمام می‌شود.

طالبان در مسایل گوناگون در رفتار با مردم سخت‌گیری می‌کنند و حتی در چنین شرایطی مدارا ندارند. از جمله مورد سفر زنان به خصوص وقتی به باور آنها محرم شرعی همراه نباشند، به عنوان خط سرخ با مسافران زن و بدون محرم رفتار دارند.

در این رویداد که برای خانواده‌ی عبدول یک فاجعه‌ی وحشتناک به شمار می‌رود، دستورهای طالبان به طور کل و رفتار سخت‌گیرانه‌ی شیرعلی حیدری آمر امنیت این گروه در ولایت بامیان عامل و باعث اصلی مرگ مادر مریض عبدول خوانده شده‌است؛ اما آنان بازهم سکته کردن مادر عبدول را به خاطر بی‌توجهی پسرش در همراهی با زنان نامحرم توجیه می‌کند.

شیرعلی حیدری در گفت‌وگو با رسانه‌‌ی انترنتی «افغانستان مرکزی» می‌گوید که عبدول را به جرم همراهی زنان بدون محرم بازداشت کرده است. در حالی که چنین مسافرت‌هایی برای اهالی یک قریه و نزدیکان شان امر عادی است و کمک به همدیگر را «کار خیر» می‌دانند. آمر امنیت طالبان می‌گوید:

«وقتی از هتل‌چی پرسان شد که چند نفر مسافر در هتل است، در اول هتل‌چی دروغ گفت و پسان معلوم شد که زنان بدون محرم در هتل هستند.»

وقتی از این آمر طالبان پرسیده می‌شود که چرا به وضعیت مادر مریض عبدول توجه نکرده است، او فقط دلیل می‌آورد که زنان بدون محرم همراه شان بودند:

«به خاطری که زن و دختر نامحرم همراه این بچه بودند، او را با هتل‌چی به قوماندانی آوردیم.»

آمر امنیت طالبان در پاسخ این پرسش که چطور وجدانش قبول کرد و چطور قوانین این گروه اجازه می‌دهد که یک پسر را که مادرش مریض است و قرار است به پزشک مراجعه کند تا درمان شود، بازداشت می‌کنند، صرف به خاطر همراهی دو زن دیگر در یک موتر که آن‌ها هم مریض بودند و می‌خواستند به کابل برای درمان بروند، می‌گوید:

«آن‌ها نامحرم هستند و همراهی زنان نامحرم از دایکندی یا غور تا کابل جرم است.»

از سویی، وقتی از شیرعلی حیدری پرسیده می‌شود که خودش وقتی در بامیان است و خانواده‌اش در بغلان، اگر زن و خواهرش مریض شود و مرد محرم همراهش نباشد، در خانه بمیرد بهتر است یا با یک راننده و مرد نامحرم به خاطر نجات زندگی‌اش تماس بگیرد و به داکتر مراجعه کند؟

او پاسخ می‌دهد که در مورد مریضی استثنا قاییل می‌شود؛ اما در مورد مادر عبدول این استثنا را قاییل نشد و آن مادر مریض را به حال خودش رها کردند تا به خاطر بازداشت و شکنجه‌شدن پسرش سکته کند و بمیرد.

این وضعیت زندگی مردم در مسیرهای سخت و دشوارگذر دایکندی و ولایت‌های هم‌جوار آن است. ولایت دایکندی، یکی از ولایت‌های دوردست است که در طول سالیان گذشته و اکنون از سوی اداره‌ی مرکزی به آن توجه کافی صورت نگرفته‌است. در حال حاضر، نبود امکانات کافی پزشکی در این ولایت، یکی از جدی‌ترین مشکلات در آن ولایت است.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000