دختر، درد، خاموشی، تنهایی و رنج کلمهای که در ذهنم میچرخد و به من سکوت را میدهد، همین «دختر» بودن است.… فوریه 11, 2026 123
حسرتِ نشستن روی سفرهی خانوادگی بعضی از دردها صدا ندارند. کسی آنها را نمیبیند، اما سالها در قلب انسان زندگی… جولای 11, 2026 123
«آخرین آرزوی دخترم و قولی که نشد به آن وفا کنم» آن شب دلنگرانی عجیبی داشتم. نمیدانستم دلیلش چیست؛ اما حس میکردم که فردا اتفاق بدی… مارس 1, 2026 123
رویایی که بر دامن چکید در آن صبحِ بهاری، در هوایی که طنین صدای جیرجیرکها و پرندگان در آن پیچیده… می 9, 2026 123
اینکه هنوز ادامه دادهام…! هشت سال بعد، وقتی در آیینه به چشمانم نگاه میکنم، انگار با کسی روبهرو میشوم… آوریل 19, 2026 123
و چهارمین سال هم میگذرد! با آمدن نوروز و بهار نو، همهجا بوی تازگی، طراوت و شادمانی میگیرد، بهجز قلب… فوریه 16, 2026 123
از خانه تا مکتب؛ مبارزه برای حقوق زنان از خواب بیدار شدم و چشمهایم را باز کردم. بعد از انجام برخی از کارهای… مارس 16, 2026 123
چراهای من بعضی صبحها، انسان با یاد کابوسهای شب بیدار میشود؛ اما بازهم باید برخیزد، برنامه بسازد… آگوست 11, 2026 123
در تاریکی به دنبال روشنایی یک روز از نانوایی نان گرفتم و به سمت خانه حرکت کردم. در راه، بچهها… سپتامبر 14, 2026 122
سکوت؛ میراث نسلها نسلها آمدند و رفتند و آدمهای زیادی به دست خاکِ سرد سپرده شدند؛ اما چیزی… ژوئن 6, 2026 122
لحظههای جاودانهی نوروزی نوروز، آغاز تازه و صفحهی نو در دفتر زندگی ماست. در این روز، اهداف و… مارس 16, 2026 122
رویای سپیدِ ناتمام؛ روزی که همهچیز تمام شد من لیلا نوری هستم. در یکی از شهرهای افغانستان زندگی میکنم. وقتی کودک خُردسالی بودم،… فوریه 11, 2026 122