یاد خاطرهی مکتبم صبح زود از خواب بیدار شدم، نمازم را خواندم و در گروه پنجنفرهای که داریم… جولای 5, 2026 319
یونیفورمی که بر تن دخترک کوچک بود…! امروز صبحِ وقت، در نسیم ملایمِ هوا، بادهای خنک و صدای کودکانی که صورت و… آگوست 1, 2026 318
زندگی صدیقه در سایهی ازدواج اجباری صدیقه از خانهی دوست خود بیرون شد و با خداحافظی به طرفِ خانهی خود آمد.… جولای 21, 2026 318
رویاهای دفن شده زیر بار زبالهها جلسهی امپاورمنت به پایان رسیده بود و تنها ده دقیقه تا آغاز صنف زبانم فرصت… آگوست 3, 2026 318
از مشهد تا مریلند؛ گفتوگو با علی احمدی نویسندهی کتاب «گلشهر» زندگی دشوار و پراز مشقت مهاجران افغانستانی در ایران کمتر مورد توجه قرار گرفته است.… فوریه 10, 2026 316
از سلطانی تا مروه: دو آیینه در زمان، دو روایت از مبارزه چشمان من دو پنجرهی شیشهای دارد؛ یکی رو به دیروز، دیگری رو به فردا. در… فوریه 16, 2026 314
کودکان کار و مسوولیت ما امروز قلم من سنگین است چون که میخواهم از کودکانی بگویم که در سراسر جهان،… جولای 8, 2026 312
ترسی نهفته در چشمان مادر… با پستهای جدید و زیبایی در یکی از صفحههای انگیزشی تلگرام روبهرو شدم. زنی نوشته… آگوست 9, 2026 310
من در خانهی خودم فروخته شدم دختر شانزدهسالهای هستم که در یک خانوادهی فقیر زندگی میکنم؛ خانوادهای که به سختی نان… می 12, 2026 310
اگر به پنج سال قبل برگردم…! روزها و شبهایی است که ذهن خود را مصروف گذشته میسازیم؛ شاید بارها و بارها… جولای 17, 2026 310
من کِی هستم؟ آیا من همانم که بودنش برای خانواده و جامعهاش ننگ، جرم و گناه محسوب میشود؟… جولای 28, 2026 309
امواج رویاهایم در اعماق تاریکی با یک بار باز و بسته کردنِ چشمانم، روزها آنقدر سریع گذشت که انگار بعضی… جولای 27, 2026 309