بیایید تا زندهایم قدر همدیگر را بدانیم جملهای است که میگویند «یک دخترک نمیداند چرا آن را گفته است». این حرف شاید… مارس 3, 2026 76
سکوت؛ تنها همراهی که با خود دارم…! سکوت رازآلود همهجا را فرا گرفته بود. تنها صدایی که سکوت را میشکست، تیکتاک ساعت… مارس 14, 2026 76
برف؛ تبسم خوب خداوند الطاف الهی شامل حال همه میشود، از پرندگانی که به دلیل سردی زمستان از شهرمان… مارس 2, 2026 76
«دخترم، تو چقدر شبیه فاطمهای!» دروازه به صدا در آمد. از تکتکهای دروازه مطمین بودم که فرزانه پشت در است.… مارس 1, 2026 76
رویای ناتمام یک دختر دانشآموز گذر زمان بهگونهای پیش میرود که گاهی انسان حتی تصورش را هم نمیتواند بکند. ثانیهها،… مارس 12, 2026 76
کوچهی خالی و نوید آرامش دیگر در کوچهی خالی، آرام و بیصدا در دل یک روز خزانی قدم میزنم. برگهای زرد… مارس 14, 2026 75
کورسوی امید آنگاه که کودک بودم، غرق در بازیهای کودکانه و بیخبر از بازیهای زمانه، بزرگترین رویایم… مارس 16, 2026 75
دختری که رویاهایش را هرگز گم نکرد فصل زمستان، با شبی سرد و طولانی بود. شبی که تاریکیاش سنگینتر از همیشه به… مارس 5, 2026 75
ربایندگان رویا تازه بالهای خود را برای پرواز باز کرده بودیم. میخواستیم قفسها را بشکنیم، زنجیرها را… مارس 19, 2026 75
انفجار در سکوت؛ روزی که راضیه را از دست دادیم روز جمعه بود و طبق برنامه باید امتحان آزمایشی کانکور را سپری میکردم. تنها یک… مارس 2, 2026 75
امروز، دروازههای بسته؛ فردا، دیوارهای فرو ریخته امروز، وقتی دختران سرزمینم با امید و شوق، برای ساختن آیندهی روشنتر به سمت انستیتوتهای… مارس 2, 2026 75
رویای معلم شدن؛ قصهای از امید در دل تاریکیها اشاره: این یادداشت راوی یک داستان واقعی است! من دختری پانزدهساله هستم که رویای زیبا… مارس 12, 2026 75