از بند چادری آبی تا اوج آسمان آبی به آیینه نگاه میکنم. نه از روی آراستگی و زیبایی، بلکه به خاطر اینکه مبادا… می 26, 2026 107
صدای زنگ امید در یکی از روزهای گرم تابستان در کنار خانوادهام زندگی میکردم. آفتاب سوزان بر روی… مارس 14, 2026 107
«شیشهای» که زندگی او را خاکستر کرد صدای مادرم به گوشم میآمد: «چای بیار!» فهمیدم که مهمان آمده است، اما نمیدانستم چه… سپتامبر 16, 2026 107
به تمام دخترانی که در سکوت میدرخشند دختر بودن، نمادی از عشق، قدرت و شجاعت است. دختر بودن آسان نیست… دختر بودن… مارس 3, 2026 107
در دل روزهای سرد؛ امیدها و دلتنگیهای یک کودک آفتاب پشت ابرهای زمستانی پنهان شده بود. ابرها همراه با بادهای زمستانی، رقص رقصان، نوای… مارس 2, 2026 107
آخرین میخ بر تابوت علم و دانش از سه سال پیش تا به امروز، در سرزمین پدری ما در افغانستان، صدای خاموشی… مارس 1, 2026 106
مادران قافلهسالار تغییر و امید در پایان هر ماه ارزیابی دانشآموزانم را انجام میدهم. این ارزیابیها برای من همیشه لحظاتی… مارس 16, 2026 106
اوراق افغانستان (۵): پروژهی ملتسازی هنوز سوال «آدمبدها» در ستراتژی امریکا پاسخ مناسب و روشنی نیافته بود که این کشور… فوریه 14, 2026 106
پرده را پس میزنم (۲۳)؛ قصهی بازی صلح بر روی زمین (قسمت سوم) از دیروز، فضایی که در خانه داریم، چیزی شبیه دوران جنگ، یا وضعیتی… فوریه 20, 2026 106
روایتی از یک ازدواج اجباری یک روز در کلاس، کنار همصنفیهایم نشسته بودم که یکی از آنها گفت: «شنیدی؟ فضای… مارس 11, 2026 106
کابل؛ شهری میان خاطره و مقاومت من بعد از مدتها، دوباره به کابل برگشتم. زندگی در این شهر را بسیار دوست… فوریه 18, 2026 106