8 مارچ، روزی برای شنیدن صدای زنانی است که جهان وجودشان را فراموش کرده است. چندین سال است که زنان در کشور ما از اساسیترین حقوقشان محروم شدهاند؛ اما دنیا چشمانش را در برابر بیعدالتیها و خشونتها در حق زنان بسته است.
8 مارچ، روزی برای شنیدن صدای زنان، مخصوصاً زنان مظلوم افغانستان است.
این حقیقت که جهان زنان افغانستان را فراموش کرده و در برابر بیعدالتیها چشمپوشی میکند، بسیار دردناک و اندوهبار است؛ اما به عنوان یک دختر در افغانستان، خودم را مسوول میدانم که حداقل در هشتم مارچ، روز زن، برای مادرم و زنان اطراف خود این روز را گرامی بدارم.
امسال مرکزی که به صورت مخفی در آن درس میخواندم، مسدود شده و نمیتوانم برنامهی بزرگتری به مناسبت روز زن داشته باشم. اما در مورد زنان کشورم مینویسم. به زنان مملکت خود قول میدهم، از روایتهای آنان بنویسم، نه تنها در هشتم مارچ بلکه همیشه. تحفهی من در روز زن این است که با قلم خود صدای شما خواهم بود.
امسال سه سال میشود که به این روز ارزشی خاص میدهم و با برنامههای ویژه این روز را تجلیل میکنم. از دو سال قبل هم خاطرات شیرینی از این روز دارم.
برای قدردانی از زنان، روزی در تقویم جهان اختصاص داده شده است. دیگر کشورها به شیوههای مختلف از این روز یاد میکنند و از زنان مملکت خود بخاطر زحماتشان تقدیر میکنند.
در کشور من، اندکی از مردم به این روز احترام میگذارند و با شاخهی گل از زنان قدردانی میکنند. اما جمعیت عظیمی حتی این روز را نمیشناسند و عدهای با تمسخر به این روز و به زنان کنایه میزنند.
دو سال پیش، با دوستانم از این روز به گونهای پرشور تجلیل میکردیم. از مادران خود و تعدادی از زنان دیگر دعوت میکردیم. با پوقانههای رنگی و گلهای کاغذی اتاق را تزیین میکردیم و مینوشتیم: «روز زن مبارک باد!»
من با دوستانم، تصمیم گرفتیم از این روز تجلیل کنیم. برنامهریزی میکردیم تا بهترین اجرا را داشته باشیم و پیام خود را به زنان حاضر برسانیم.
پیام ما این بود: «ما میخواهیم یادآوری کنیم که شما زنان مهم هستید، به همین دلیل از روزتان تجلیل میکنیم. روزی است در تقویم جهان برای قدردانی از زنان. این نشاندهندهی ارزش والای شماست.»
چنانچه در دفترچهی خاطراتم از تجلیل این روز در سال قبل نوشتهام: «امروز یکی از زیباترین روزهای زندگیام بود. هشتم مارچ، روز جهانی زن، من و دوستانم با عشق و اشتیاق هفتهها برای این روز تمرین کرده بودیم. از سرود و شعر گرفته تا برنامههای تفریحی و سخنرانی، همهچیز را با دقت آماده کردیم. در قلب خود یک آرزو داشتیم؛ لحظاتی پر از شادی و لبخند برای مادران و دختران حاضر خلق کنیم. حتی اگر تنها یک لبخند کوتاه بر لبانشان بود، برای ما کافی بود، چرا که میخواستیم عشق و ارزش زنان را جشن بگیریم.
هر روز با شوق تمرین میکردیم و لحظهشماری میکردیم تا روز موعود فرا برسد. بالاخره هشتم مارچ از راه رسید. ما همصنفیها، معلمان و به ویژه مادران خود را دعوت کردیم. اما در کنار هیجان، دلهرهای در دلمان موج میزد؛ آیا میتوانیم اجرای خوبی داشته باشیم؟
جمعیت زیادی آمده بودند، بیشترشان دختران بودند. وقت آن رسیده بود که برنامه را آغاز کنم. من باید مجلس را با قرائت قرآن کریم آغازگر میشدم. با قدمهایی که از هیجان و استرس میلرزید، به سمت استیج رفتم و خیلی زیبا اجرا کردم.
عاشق آن لحظه بودم که در نگاه پرمهر مادرم، موجهایی از شور و شوق را یافتم. انگار صدایم قلب مادرم را لمس کرده بود. لبخند گرم مادرم در اثنای تلاوت من بر لبش بود، بسیار مسحورکننده و دلربا. با خود گفتم: «آری، من به آرزویم رسیدم. توانستم لبخندی در لبان مادرم بیافرینم.»
بعد از اجرای باشکوه برنامه، متوجه لبخندهای مادران و دختران شدیم. انگار ما برای لحظهای توانستیم با اجرا نمودن برنامهی تفریحی، سرود، شعر و تلاوت، در لبانشان لبخند، در چشمانشان خوشحالی و در قلبشان امید بسازیم.
برنامهی ما در 8 مارچ مملو از جمعیت بود. یک سرود پنجنفری و شعری که توسط همصنفیام، دکلمه شد. صدای او خیلی پرسوز بود و زنان را به گریه میآورد.
برنامهی خود را با دادن شاخهی گل سرخ به پایان رساندیم.
ما فقط شاخههای گل و پوقانه خریدیم، نه بیشتر؛ اما توانستیم لبخند را در لبان زنان خلق کنیم.
بدون هیچ هزینهی هنگفت؛ ولی با هدفی زیبا، از این برنامه تجلیل کردیم و به زنان فهماندیم که وجودتان ارزش دارد و روزی برایتان در تقویم جهان اختصاص داده شده است.
در 8 مارچ 2024، سمیه، همصنفیام، با دوستانش تعدادی از زنان را گردهم جمع کردند و به ما فهماندند این روز را باید تجلیل کنیم. حداقل «مبارک باد…» گفتن به مادران و دیگر زنان کافی است.
سخنران برنامه، استاد ما بود. کلام او مملو از معنا بود. به زنان حاضر گفت: «تنها اشتباه زنان، خیلی مهربان و فداکار بودنشان است. ما و شما به فکر همه هستیم؛ دختر، پسر، شوهر، مادر، پدر و دیگر اعضای فامیل، ولی خود را فراموش میکنیم. در دل مشکلات اقتصادی که دامنگیر تمام خانوادههاست، همیشه مادران به فکر این هستند که دخترانشان لباسهای خوب بپوشند و درس بخوانند. اما وقتش رسیده که به خودتان هم وقت بگذارید و عشق بورزید.»
این تجربهها بسیار زیبا و پرمعنا برایم بود.
موضوعی که با جان و دل درک کردهام این است که جهان بیعدالتی و ظلم در حق زنان مملکتم را فراموش کرده است.
در این روز، هر دختر و زن افغانستان باید بفهمد جز اراده و ایمانشان هیچ امیدی نیست. ما، دختران و زنان افغانستان، تنها امید و حامی خود هستیم.
در سالهای پسین، روز به روز شرایط زنان بدتر میشود؛ اما تنها نجاتدهنده و ناجی در این زمان، خود ما هستیم و بس!
من، از جملهی آن عده دختران افغانستان هستم که مسیر دانایی و روشنایی را ادامه دادهام. در برابر هر شرایط دشوار گریستم و بارها اذیت و ناامید شدم؛ اما بهتر و مستحکمتر از قبل ادامه دادم. من خیلی از زنان و دختران افغانستان در اطرافم میبینم که دست از رویاهایشان برنداشتهاند و ادامه میدهند.
روز زن را برای زنان صبور و باارادهی مملکتم تبریک میگویم؛ زنانی که با هر شرایط دشوار ادامه دادهاند و امید را در قلبشان زنده نگه داشتهاند.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه