هرات در روزهای اخیر شاهد یکی از شدیدترین موجهای محدودیت بر زندگی زنان پس از بازگشت طالبان به قدرت بوده است. در حالی که زنان افغانستان در نزدیک به پنج سال گذشته با محرومیت از آموزش، کار، سفر و حضور اجتماعی روبهرو بودهاند، طالبان اکنون مرحلهی تازهای از فشار را آغاز کردهاند؛ مرحلهای که در آن حتا بیرونشدن از خانه بدون پوشش مورد نظر این گروه میتواند به بازداشت و زندان منجر شود.
بازداشت بیشتر از ۴۰ نفر زن و دختر در شهر هرات در یک روز، تنها یک اقدام محدود در حوزهی پوشش نیست، بلکه بخشی از روند گستردهتری است که هدف آن حذف تدریجی زنان از فضای عمومی و واداشتن خانوادهها به کنترل بیشتر دختران و زنان است. در چنین وضعیتی، ترس تنها در خیابان حضور ندارد؛ بلکه به درون خانهها نیز راه یافته و رابطههای خانوادگی را زیر تأثیر قرار داده است. زنان هرات امروز نه تنها از طالبان، بلکه از پیامدهای بازداشت، زندانیشدن و قضاوتهای اجتماعی نیز هراس دارند.
با زرمینه، دختر جوان ۲۴ساله در هرات تماس گرفتم و از او در مورد وضعیت زنان پرسیدم. از تجربهی خود و از محدودیتهای شدیدتری که تازه از سوی طالبان بر زنان وضع شده است. از او پرسیدم که در کجا است و چه کار میکند.
پاسخش پر از درد و ناامیدی است. او میگوید که وضعیت هیچ خوب نیست و خودش همیشه در خانه نشسته است و فقط برای کارهای بسیار ضروری از خانه بیرون میشود و در غیر آن دیگر هیچگاهی نباید خانه را ترک کند. دیشب (شنبهشب، ۱۶ جوزا) و پس از تطبیق محدودیتهای جدید طالبان بر زنان و پس از بازداشت بیشتر از ۴۰ نفر از زنان و دختران از بخشهای مختلف شهر هرات از سوی نیروهای طالبان، مادر و برادر زرمینه به او و خواهرانش گفتند که دیگر نباید از خانه بیرون شوند تا مبادا در دام خشونت طالبان بیافتند و آبروی خانواده را ببرند:
«خانه هستم. وضعیت هیچ خوبیای ندارد، همهجا را ترس گرفته چه در خانه و چه بیرون از خانه همه ترس دارند، دیشب مادر و برادرم هم اخطار لازم را به ما دادند که اصلن بیرون نشویم. اگر بیرون شویم با چادر ماسک و لباس مناسب. آنها گفتند که با بیرونشدن ما برای شان درد سر و مشکل پیدا میشود و نمیتوانند به خاطر ما و این که توسط طالبان بازداشت و زندانی شویم، آبروریزی کنند. یعنی میگویند که ما نباید باعث آبروریزی شان بشویم.»
زرمینه دختریست که درس خوانده است و خواهرانش نیز دختران باسوادی هستند. وقتی طالبان وارد هرات شدند، او صنف دهم مکتب را تمام کرده بود و در سالهای گذشته موفق شد که درس مکتب را از طریق یک مکتب آنلاین به پایان برساند. خواهر دیگرش که از او بزرگتر است، صنف دوازدهم را به پایان رسانده بود؛ اما هرگز طالبان فرصت ندادند که در آزمون کانکور اشتراک کند. خواهر دیگرش که از هر دو بزرگتر است با آمدن طالبان از ادامهی تحصیل و دانشجویی در یکی از دانشگاههای افغانستان بازماند.
زرمینه از همهی اینها با درد و ناراحتی یاد میکند. او میگوید که این وضعیت طالبانی و این همه خشونت، محدودیت و زنستیزی حق زنان و دختران نیست، بلکه هر انسانی، چه زن و چه مرد باید آزادانه زندگی کند و به خواستهای انسانی خود جامهی عمل بپوشاند.
زرمینه و خواهرانش در این روزها، سختترین وضعیت ممکن در سایهی محدودیتهای طالبان را تجربه میکنند و این که اندکاندک وضعیت در خانه هم طالبانی میشود و بزرگان خانواده مجبوراند که به طور ناخواسته، فشار بر دختران را افزایش دهند تا آنها کمتر از خانه بیرون شوند و محدودیتهای غیرانسانی طالبان را رعایت کنند، درد و رنج دختران چند برابر میشود:
«زندگی دشوارتر از آن است که من بتوانم به شما توضیح بدهم. وقتی برادر و مادرم بازداشتشدن ما توسط طالبان را برای خود آبروریزی میدانند، چرا نباید ناامید شویم و چرا نباید از زندگی سیر نشویم؟ دیگر چه چیزی برای ما مانده است؟ این همه محدودیت در بیرون و درون خانه دیر یا زود ما را از ادامهی زندگی هم سیر خواهد کرد. ما که نمیخواهیم با آبروی خانوادهی خود بازی کنیم. هر کسی میداند که طالبان چه موجودات خطرناک و خشنی هستند و افتادن به دام آنها خواست هیچ دختری نیست؛ اما خانوادهها نباید تا این حد بد رفتاری کنند که همهچیز را با آبروی خود یکی بدانند.»
زرمینه میگوید که از طالبان هیچ توقعی نمیرود که با زنان و دختران خوب رفتار کنند و در سایهی طالبان و با این همه محدودیتهایی که این گروه بر زندگی زنان و دختران وضع کردهاند، هر اتفاقی برای هر دختر و زنی ممکن است بیافتد. طالبان که آبرو ندارند و برای این گروه شاید یک دختر بسیار خوب و محجب هم قابل بازداشت و شکنجه باشد؛ اما خانوادهها نباید آن را آبروریزی تلقی کنند:
«بزرگترین لکهی ننگ و علت اصلی آبروریزی برای همهی مردم افغانستان طالبان هستند. گروهی که تمام اختیارهای فردی و خانوادگی مردم را از صلاحیت خود میدانند. مردم باید به اصل مشکل و به ریشهی آن فکر کنند. ما دختران چه گناهی داریم غیر از دختربودن که باید هر روز اینگونه در خانه و در خیابان تحقیر شویم؟»
محدودیت تازهی طالبان و زندگی محدود زنان
زرمینه میگوید که در روز پنجشنبه ۱۴ جوزا، گروه طالبان در هرات نشستی با حضور والی و مقامهای دیگر این گروه برگزار کردند و محدودیت تازهای بر زندگی زنان وضع کردند.
بر اساس این محدودیت تازه، زنان و دخترانی که حجاب را رعایت نمیکنند، روبند یا برقع نمیپوشند، چادر نماز ندارند و لباس چسب میپوشند باید بازداشت و زندانی شوند و هیچکس هم حق ندارد که شکایت کند.
پس از آن فیصله، اطلاعیهها و اخطاریهها در تمام جاهای شهر هرات و شهرکهای اطراف آن پخش شده است. در نانواییها، دکانها، چهارراهیها و همهجا اطلاعیه نشر کرده و روی پایههای برق این اطلاعیهها چسبانده شده است تا مردم بترسند و همانند خانوادهی زرمینه، خانوادهها خود به دختران و زنان شان اخطار بدهند که دستورهای طالبان برای پوشیدن حجاب، چادر نماز و روبند را رعایت کنند.
این اطلاعیهها از طریق وکیلان گذر، ملاهای مسجد و گروپهای واتساپ، تلگرام و دیگر رسانههای اجتماعی پخش شده است و اینک یک بار دیگر ترس در زندگی زنان هراتی بیشتر از پیش فراگیر شده است. زرمینه میگوید که پس از پخش و نشر این محدودیت تازه حس میکند که دیگر هیچجایی برای دختران امن نیست:
«در دو – سه روز اخیر و پس از دیروز که طالبان محدودیت جدید خود را تطبیق و بیشتر از ۴۰ نفر زن و دختر را بازداشت کردند، حس میکنم که ترس از همهجا بر سر ما ریخته است و هیچجایی بر ما دختران امن نیست. روحیه و وضعیت اجتماعی و خانوادگی هم، به خاطر مصلحتها طالبان را خواسته و ناخواسته همراهی میکند و این دردناکتر است و ناامیدی ما را بیشتر میکند.»
زرمینه امروز صبح خمیر را به داش نانپزی میبرد که متوجهی پوشش چند دختر دانشآموز شد. آنها که به مرکز آموزشی میروند، بیشتر از گذشته محجبتر شده و راه نفسکشیدن برای شان محدودتر شده است:
«کورسها هم سختگیریهایی که طالبان میخواهند را بر شاگردان پیاده کردهاند. امروز صبح ساعت پنج، داش رفتم. سر کوچهی ما یک کورس زبان انگلیسی است. همهی شاگردهایش با چادرنماز، لباسهای بلند زیر چادر و ماسک آمده بودند. شال و چادر خود را طوری پوشیده بودند که فقط چشمهای شان معلوم میشد. البته پوششی که از سوی طالبان بر آن تأکید شده، لباس و حجاب بلند، چادرنماز و روبند است که هیچجایی از روی و موی و بدن زنان دیده نشود. خوب دیده، فهمیده و حس میشود که در یکی دو روز چهقدر وضعیت بدتر شده است. پیش از این هم هرات بدترین جای برای زنان بود.»
طالبان و آیندهی تاریک زنان
آنچه امروز در هرات جریان دارد، تنها محدودیت پوشش زنان نیست؛ بلکه محدودیت نفسکشیدن، حضور اجتماعی، امید و آیندهی آنان است. طالبان با بازداشت زنان و تهدید خانوادهها تلاش میکنند جامعهای بسازند که در آن زنان نه شهروند، بلکه موجوداتی باشند که تنها در چهاردیواری خانه حق حضور داشته باشند. در چنین وضعیتی، ترس از خیابان به خانه منتقل میشود و خانه نیز به بخشی از سازوکار کنترل زنان تبدیل میشود.
دیگر چه خواهد شد؟
زرمینه میپرسد، حال که زنان در هرات به این روز تاریک رسیدهاند، دیگر چه میشود. او هیچ امیدی نسبت به آیندهی خود ندارد و میگوید که پنج سال از عمرش که میتوانست سرنوشتش را خیلی روشن و متفاوت رقم بزند، در تاریکی و در میان محدودیتهای طالبان از بین رفت و دیگر هرگز جبران نخواهد شد.
«وقتی به گذشته فکر میکنم، میبینم که بهترین سالهای زندگی ما از بین رفت. نه درس خواندیم، نه کار کردیم و نه اجازه داشتیم زندگی عادی داشته باشیم. حالا هم نمیدانیم که فردا چه میشود. اگر امروز از خانه بیرون شویم، ممکن است زندانی شویم و اگر در خانه بمانیم، عمر ما در همین چهاردیواری میگذرد. گاهی فکر میکنم طالبان فقط امروز ما را نگرفتهاند، بلکه آیندهی ما را هم زندانی کردهاند.»
پرسشی که امروز در ذهن بسیاری از زنان هرات شکل گرفته، این است که اگر وضعیت به همینگونه ادامه پیدا کند، چه چیزی از زندگی زنان باقی خواهد ماند؟ آیا محدودیتهای تازه پایان راه است یا طالبان هنوز هم در پی تنگترکردن دایرهی زندگی زناناند؟ برای زنانی چون زرمینه، پاسخ این پرسشها روشن نیست؛ اما آنچه روشن است، گسترش ترس، ناامیدی و بیاعتمادی به آیندهای است که هر روز تاریکتر از روز پیش به نظر میرسد.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه