در بیرون هیاهویی برپاست که دستانم توانِ نوشتن آنهمه درد را ندارد. من از خودم میگویم، از حالی که دارم و از راهحلی که میتوانم داشته باشم. در این گیرودارهای بیپایان، من در اتاقی ساکت و آرام نشستهام. گاهی فکرم به طرف وضعیت موجود میرود؛ ولی زود خودم را جمعوجور میکنم. نفس عمیقی میکشم و با ارادهی قویتر، برنامههایم را منظم میکنم. بدون فکر کردن به آنچه میگذرد، من مشغولِ خودم هستم، چون میدانم تنها کاری که از دستم برمیآید همین است. وقتی من نمیتوانم دنیای بیرون از خودم را تغییر بدهم، چرا از فرصت استفاده نکرده و به ظرفیتسازی خودم ادامه ندهم؟ من همچنان، بدون وقفه به کارم ادامه میدهم و به خودم ایمان دارم.
همینطور نوشتههای دختران را میخواندم و هر بار که متنها را مرور میکردم، با داستانهای هولناک و روایتهای متعددی مواجه میشدم. در این چند روز که در بیرون، زندگی به شکلی ترسناک ادامه دارد، من در گوشهای از اتاق نشسته و به برنامههایم میرسم. روایتهایی که دختران نوشته بودند باعث شد کمی ترس وجودم را فرا بگیرد. خواندن آن روایتها خیلی وحشتناک بود و هر سطرش را که میخواندم، همان وضعیت را تصور میکردم. واقعاً برایم تحملِ همهی اینها خیلی سخت است، ولی کاری از دست من ساخته نیست. من نمیتوانم دنیای بیرونم را تغییر بدهم و تنها گزینهای که دارم، ادامهدادن است.
در شهر گیروداری برپاست که هیچکسی با خیال راحت از خانه بیرون نمیشود و ترس، وجود همه را فرا گرفته است. در این حال، من نمیتوانم وضعیت موجود را تغییر بدهم؛ اما میتوانم برای داشتن وضعیت مطلوب کار کنم. من همچنان به ظرفیتسازی خود ادامه میدهم و از دل ممنوعیتها و محرومیتها دنبال فرصت میگردم. حالا پنج سال است که ما با همین وضع زندگی میکنیم و این شرایط، دیگر جزئی از زندگیمان شده است. حالا به سادگی میتوانیم بپذیریم که ما با راهی متفاوتتر ادامه میدهیم.
این روزها هم میگذرد؛ اما تأثیری که دارد، روی روح و روانمان میماند. اگر این وضعیت، آسیب روحی به ما وارد کند، قطعاً اثر آن تا بعدها بر روی ما خواهد ماند. در عین حال، اگر ما از این وضعیت با موفقیت بیرون بیاییم، حداقل با سربلندی به خود ما افتخار خواهیم کرد. کارهایی که ما امروز انجام میدهیم، آیندهی ما را شکل میدهد و همهچیز در دست خود ماست. اگر ما بخواهیم قربانی این بیعدالتیها نباشیم، باید عمیقاً روی خود متمرکز شویم و برای ظرفیتسازی خود کار کنیم، در غیر این صورت، ما هم مثل هزاران زن و دختر دیگر قربانی خواهیم بود.
من از همهی این ممنوعیتها و محرومیتها یاد گرفتهام که باید سرسخت باشم و در هر شرایطی ادامه بدهم. قوی ماندن و ارادهی آهنین داشتن، سبک زندگیام شده است. من تا آخر خط ادامه میدهم و به رؤیاهایم میرسم. من به همهی اهداف و رؤیاهای خود قولِ رسیدن دادهام و هرگز در نیمهی راه برنمیگردم. حالا که آمدهام، ادامهی مسیر خود را نیز با قدرت میروم.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه