ما چرا باید آبروی خانواده‌ی خود را ببریم؟

این روزها در خانه‌ی خود هم احساس امنیت ندارم، انگار دلم می‌خواهد این دنیا را ترک کند. هر صبح که چشمانم را باز می‌کنم، یک غوغای جدید را می‌بینم. صدای ترس نمی‌گذارد که شب‌ها را به خوبی صبح کنم و روزها را به آرامش سپری کنم. در چهاردیواری‌ای قرار دارم که از زندان هم بدتر است، طالبان این روزها نفس کشیدن را برای هر دختر در افغانستان حرام کرده‌اند.

وقتی از خانه بیرون می‌شوم، باور ندارم همین‌گونه که هستم باز خواهم گشت. درست درک کرده نمی‌توانم که مشکل طالبان با دختران این خاک چیست؟ مگر ما چیز زیادی می‌خواهیم؟ فقط آزادی بیان، حق راحت بودن و آزاد بودن در جامعه‌ی خود را می‌خواهیم، ولی هر روز که از بودن این حاکمیت در کشور می‌گذرد، آن‌ها زندگی را برای گل‌های این وطن تنگ می‌سازند. چرا باور ندارند که ما نسل عالی این خاک هستیم؟

واقعاً خیلی حالم بد است از دیدن اینکه هر روز صدها تن از خواهرانم قربانی بی‌عقلی این گروه می‌شوند. خودم شاهدم که در این چند روزی که آن‌ها تصمیمِ جمع کردن دختران را گرفته‌اند، دخترها مجبور شده‌اند با بچه‌های فامیل خود ازدواج کنند، به‌خاطر حفظ آبروی خود. من که در لباس خودم دعای مرگ می‌کنم، آن هم وقتی که این گروه می‌گوید حجاب و بی‌حجاب را جمع می‌کنند!

هر روز که می‌گذرد محدودیت بالای دختران در افغانستان بیشتر و بیشتر می‌شود؛ هم خانواده‌ها محدودیت را واضح می‌سازند و هم طالبان. شب‌ها وقتی سرم را روی بالشم می‌گذارم، در فکری عمیق فرو می‌روم که زندگی ما چگونه خواهد شد؟ آبروی ما چه می‌شود؟ در این باره فکر می‌کنم که خانواده‌ی ما بعد از چنین بحرانی چگونه به روی قوم خود نگاه کند؟ شاید هر روز حرفی بشنود که دختر این شخص را طالب برد. واقعاً جای نگرانی است که این گروه با آبروی مردم بازی کند.

حتی اگر جمع هم نکنند، خانواده‌ها از اینکه دختر دارند احساس بدی در دل و قلب‌شان پیدا می‌شود که چطور خواهد شد دختر ما؟ می‌خواهم از تجربه‌ام بگویم؛ دو هفته می‌شود در خانه هستم، هر روز برادرانم می‌گویند که حق نداری پای خود را از دروازه بیرون کنی، یا مادرم می‌گوید که کاش یک کس پیدا می‌شد و سلیمه را می‌گرفت و با خود از افغانستان می‌برد، مشکل هم نیست که خوش باشد یا راضی، مقصد او را از افغانستان بیرون کند و مال مردم شود.

خجالت می‌کشم که آرزوی مرگ از خداوند کنم. مطمئن هستم که آرزوی کنونی دختران افغانستان این خواهد بود که راهی برای نجات آبروی خود و خانواده‌ی‌شان پیدا کنند!

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000