میدانی وقتی دنیا برایت به آخر میرسد، چه چیزی تو را از ناامیدی و تسلیم شدن نجات میدهد؟ رویاهایت!
رویا دنیایی بیحد و مرز است که میتوانی هر طور دلت میخواهد در آن برای خود زندگی کنی. همیشه کوشش کن تکتک لحظات زندگیات را رویاپردازی کنی و همیشه چیزی از دنیا بخواهی. فرقی نمیکند رویایت بزرگ باشد یا کوچک، درست باشد یا اشتباه؛ رویا، رویاست.
اگر روزی در میان تمام تلاشهایت چیزی سد راهت شد، از خودت نپرس چرا ادامه میدهم و این مانع را کنار میزنم، این کار را انجام میدهی تا به آنچه میخواهی برسی. هیچ چیزی در این دنیا رایگان نیست، نه خوشیهای زودگذر و نه غمهای بیپایان. اگر خوشحال هستی، فراموش نکن که باید بهایش را بپردازی و برای همهچیز آماده باشی و اگر غمگین هستی، باز هم باید برای بهایش آماده باشی که هزینهاش فقط خوشبخت نبودن و شادی نکردن است.
گاهی در زندگی روزهایی پیش میآید که دیگر برای خودمان هیچچیز نمیخواهیم؛ نه اینکه دوست نداشته باشیم، بلکه شرایط نمیخواهد با ما و رویاهای ما کنار بیاید. چون ما میخواهیم، اما طبیعی است که زندگی نمیخواهد همهچیز را مطابق میل ما برنامهریزی کند. اینجا هرگز جایی نیست که تو تسلیم شوی و بگویی حریف این زندگی نمیشوم. اگر در مقابل آنچه میخواهیم جدی باشیم و تحت هیچ شرایطی دست برنداریم، در نهایت برنده ما هستیم.
وقتی کسی میآید و از من میپرسد چرا در میان اینهمه محدودیت، ایستادگی را انتخاب کردی و ادامه میدهی؟ و چطور این کار را میکنی؟ من با کنجکاوی نگاهش میکنم و میگویم: «شاید رویایی ندارید که نمیفهمید چه قدرتی دارد و میتواند تو را وادار به چه کارهایی کند.» این ایستادگی فقط و فقط برای این است که رویایم نمیگذارد متوقف شوم. نمیدانم مردم تا چه حد این را دیدهاند و درک میکنند؛ اما من تکتک لحظات زندگیام را با فکر کردن به هدفم زندگی میکنم.
بعد از مدتی به جایی از زندگیات میرسی که دیگر حتی نمیتوانی تسلیم شوی؛ حتی دیگر نمیتوانی اشکی بریزی و برای دردهایت گریه کنی. راهی برایت نمیماند جز ادامه دادن و تسلیم نشدن.
وقتی دارم این متن را مینویسم، تمام حروف و کلماتی که روی کاغذ میآیند، مرا به وجد میآورند، گویی چیزی در درونم اینها را مینویسد، نه من. خواستم از قدرت رویا بنویسم و بگویم هیچگاه فکر نکن بیدلیل زندگی میکنی یا چیزی نیست که برایش زنده بمانی و زندگی به رویت تاریک شده است. در میان آن تاریکیِ عمیق نگاه کن، نوری را میبینی که حتی چشمانت تحمل روشناییاش را ندارد و آن نور، چیزی نیست جز هدف و رویایت. آنچه اهمیت دارد این است که باید مشخص کنی چه میخواهی تا زندگی آن را با دو دستش به تو هدیه کند.
رویا تو را با معنای واقعی زندگیات آشنا میکند؛ طوری که دیگر نمیگویی زندگی برایم معنایی ندارد. مثل رنگها و گلهای رنگارنگ به زندگیات زیبایی میبخشد، و رسیدن به این زیبایی نیاز به صبر دارد. به قول مولانا که میگوید: «هر چیزی در زمان خودش رخ میدهد؛ نه گل زودتر از وقتش باز میشود و نه خورشید زودتر از زمانش طلوع میکند. کمی صبر کن، آنچه سهم توست به سویت خواهد آمد.»
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه