چراهای من

بعضی صبح‌ها، انسان با یاد کابوس‌های شب بیدار می‌شود؛ اما بازهم باید برخیزد، برنامه بسازد و ادامه دهد، چون برای ایستادن «دلیل» وجود دارد.

قصه‌ای از روزی را می‌نویسم که تحولی در ذهنم ایجاد کرد. هرچند بار سنگینی در شانه‌هایم حس می‌کردم، بازهم همچون دیگر روزها به صورت منظم به برنامه‌هایم رسیدم. صبح برنامه‌هایم را چیدم و مطابق آن، درس‌های خود را مرور کردم.

ساعت دوازده و نیم چاشت، به طرف امتحانی که در مورد آناتومی بدن انسان بود رفتم. وقتی به صنف رسیدم، دختران در حال حل کردن سؤالات بودند و از دیدن من شوکه شدند. استاد گفت: «تایم تغییر کرده است، باید نیم ساعت وقت‌تر می‌آمدی…!»

امتحان را دادم و به صنف انگلیسی آمدم. استاد بعد از ارزیابی سخت از شاگردان، رو به ما کرد و توصیه‌های تأثیرگذاری داشت. حرف‌های استاد انگلیسی‌ام خیلی ذهنم را درگیر کرد. استاد چنین می‌گفت:

«وقتی درس می‌خوانید، کتاب مطالعه می‌کنید و یا هم مهارت فرا می‌گیرید و به هنر علاقه‌مند هستید؛ ولی از تلاش کردن در این مسیر باشکوه خسته می‌شوید و بهانه می‌آورید، انگار از مسیری که دارید لذت نمی‌برید! علتش این موضوع است که «چرا»های‌تان را نمی‌دانید یا به آن‌ها شک دارید. باید به این سؤال پاسخ دهید: چرا؟ به چه دلیلی کتاب می‌خوانید؟ زبان فرا می‌گیرید؟ کامپیوتر کار می‌کنید؟ به خاطر چه؟ چرا این‌قدر در این مسیر رنج‌هایی را متحمل می‌شوید؟  در نتیجه می‌خواهید به چه برسید؟ این سؤال باید تمام ذهن‌تان را تحت تأثیر خود قرار دهد، چون ارزش فکر کردن دارد و نکته‌ای کلیدی و سرنوشت‌ساز است. برای خودتان پاسخ دهید، نه شخص دیگری! چرا انگلیسی می‌خوانید، لغات حفظ می‌کنید، می‌نویسید، کتاب مطالعه می‌کنید، به کورس‌های آموزشی زبان می‌روید و فیس می‌دهید؟ مسیرهای یک‌ساعته و دشوارِ کوچه‌های کابل را طی می‌کنید و مشقت‌ها را به جان می‌خرید؟ گاهی حرف‌های بیهوده مردم نیز به موانع شما اضافه می‌شود ولی بازهم ادامه می‌دهید… باید یک دلیل قانع‌کننده برای بی‌وقفه کوشیدن و ادامه دادن‌هایتان داشته باشید!»

پاسخ این سؤال به ظاهر ساده؛ ولی در اصل سخت بود. وقتی از خود می‌پرسیدم: «چرا زبان انگلیسی را می‌خوانی و کاربرد و فایده‌اش چیست؟»، پاسخ من نزد خودم چنین بود:

«دیانا با زبان انگلیسی می‌خواهد بدرخشد. می‌خواهد یک نویسنده‌ی برتر و مفید در جهان باشد و از خاطرات، روایت‌ها و داستان‌های زنان و دختران افغانستان بنویسد و آن‌ها را به تصویر بکشد. من، دیانا، حدود یک و نیم سال شده است که به زبان فارسی می‌نویسم، ولی این برای رسیدن صدایم به دنیا کافی نیست. با فرا گرفتن زبان انگلیسی و تسلط به زبان نوشتاری و گفتاری، می‌خواهم صدایم را برسانم. این زبان، راه ارتباطی و انتقال پیام من به جهان و گامی بزرگ برای رسیدن به اهدافم است؛ هدف و رؤیایی که برایش می‌نویسم، کتاب می‌خوانم و به روایت‌ها و حرف‌های خاموش زنان این دیار گوش فرا می‌دهم.»

پاسخ ساده‌ای در مورد خواندن انگلیسی دارم: «آرزو دارم به قلمی اثرگذار در سطح جهانی تبدیل شوم و این امر با تسلط به زبان بین‌المللی ممکن می‌شود.»

این رؤیا، محرک درونی برایم است تا بنویسم، بخوانم، تلاش کنم و به مسیری که دارم ادامه دهم. همچنین برای تقویت و تسلط کامل روی این زبان، استراتژی‌های مفید و مؤثری داشته باشم؛ چون که با تبدیل شدنم به یک معلم توانا در زبان انگلیسی، مهارت‌هایم بهتر تقویت می‌شود و برای مردم اطرافم نیز مفید واقع خواهم شد.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000