پنج سال از سقوط دولت اشرف غنی و بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان گذشته است. یکی از موضوعهایی که در این پنج سال بارها در گزارشهای بینالمللی و حقوقبشری مطرح شده، تبعیض شدید در برابر هزارهها و حذف تدریجی کارمندان هزاره از ادارههای دولتی و افزایش نگرانیها دربارهی تبعیض قومی و مذهبی در ساختارهای زیر ادارهی طالبان است.
دولتحسین، دانشآموختهی رشتهی کمپیوترساینس از دانشگاه پروان، یکی از کارمندانی است که تجربهی هشت سال و هفت ماه کار در وزارت تحصیلات عالی را پشت سر گذاشته است؛ چهار سال آن در دولت پیشین و بیشتر از چهار سال در دورهی طالبان.
او در سال ۱۳۹۶ در بخش فناوری اطلاعات یا تکنولوژی معلوماتی (آیتی) در وزارت تحصیلات عالی استخدام شد. دولتحسین میگوید در چهار سال نخست، اگرچه تبعیض قومی را تجربه میکرد؛ اما دستکم تخصص و سپریکردن آزمون استخدامی میتوانست برای هزارهها فرصتی برای ورود به ادارههای دولتی ایجاد کند.
پس از بازگشت طالبان به قدرت، او به دلیل تخصصش در بخش آیتی در اداره باقی ماند؛ اما به گفتهی خودش، در بیشتر از چهار سال کار زیر ادارهی طالبان، بارها به دلیل هزارهبودن، شیعهبودن، ظاهر، ریش و رعایتنکردن برخی دستورهای طالبان مورد بازجویی، توهین و تحقیر قرار گرفت.
سرانجام در بهار سال ۱۴۰۵، پس از هشت سال و هفت ماه و یک روز کار در وزارت تحصیلات عالی، از اداره اخراج شد؛ آن هم زمانی که فردی از اعضای طالبان که دولتحسین به او آموزش داده بود، جای او را گرفت.
دولتحسین اکنون چند ماه است بیکار است و میگوید تجربهی کاری و تخصصش در برابر ساختاری که به باور او، وابستگی قومی و تشکیلاتی را بر شایستگی ترجیح میدهد، نتوانسته است از شغلش محافظت کند.
پیش از طالبان؛ شایستهسالاری ناقص و امید برای تغییر
دولتحسین پس از فراغت از دانشگاه پروان در سال ۱۳۹۵، چند ماه بیکار بود و سپس با سپریکردن یک آزمون، در وزارت تحصیلات عالی، در بخش فناوری اطلاعات یا تکنولوژی معلوماتی، استخدام شد.
او در مدت چهار سال، پیش از تسلط طالبان بر افغانستان، در این اداره کار کرد. به باور دولتحسین، تبعیض قومی و سنگاندازی در ادارهها در برابر مردم هزاره پیش از طالبان نیز کم نبود؛ اما به صورت نمادین و به نشانهی شایستهسالاری، آزمونهای استخدامی برگزار میشد و فرزندان هزاره اگر در امتحان راه پیدا میکردند، میتوانستند وارد اداره شوند.
«من در سال ۱۳۹۶ در بخش آیتی، در وزارت تحصیلات عالی استخدام شدم. در آن وقت هم پیداکردن کار بسیار دشوار بود. من چهار سال در وزارت تحصیلات عالی کار کردم. زندگی اگر چه با چالشها و نگرانی همراه بود؛ اما تلاش میکردم که کارم را به خوبی انجام دهم. موفق هم بودم.»
دولتحسین میگوید در چهار سال کار در وزارت تحصیلات، همیشه تبعیض قومی را حس میکرد و گاهی با چشم خود میدید که در برابر استخدام هزارهها مانع ایجاد میشد؛ اما به باور او، با آمدن طالبان شکل و شدت این وضعیت تغییر کرد.
در نخستین روزهای پس از سقوط دولت پیشین، بسیاری از ادارهها و نهادهای دولتی دچار تغییر شدند. هزاران نفر از افغانستان خارج شدند، شماری از ادارهها و موسسههای همکار با دولت پیشین فعالیت خود را متوقف کردند و شمار زیادی از کارمندان بیکار شدند.
در ادارههای دولتی نیز طالبان برای بخشهایی که نیروی متخصص در اختیار نداشتند، بهویژه در بخشهای تخنیکی و فناوری، از برخی کارمندان پیشین خواستند به کارشان ادامه دهند. دولتحسین یکی از همین کارمندان بود.
او میگوید: «طالبان وقتی اداره را به دست گرفتند. بستهایی که فکر میکردند اضافی است یا از نگاه این گروه غیرضروری پنداشته میشد، لغو شدند و در بخشهایی که یک عضو این گروه یا کسی از همتباران شان حتا به طور سمبولیک کار را پیش برده میتوانستند، کارمندان هزارهی آن بخشها را اخراج کردند؛ اما من به خاطری در کارم ماندم که در بخش آیتی کسی را نداشتند.» اما ماندن در اداره برای دولتحسین به معنای ادامهی یک زندگی کاری عادی نبود.
پس از ۱۵ آگست…
دولتحسین میگوید کار در ادارهای که بخشهای تصمیمگیری آن از ریاست و آمریت گرفته تا مدیریتها در اختیار اعضای طالبان قرار گرفته بود، برای او دشوار بود. به گفتهی او، کارمندان هزاره بارها مورد تحقیر، توهین و تهدید قرار میگرفتند و برخی از اعضای طالبان، حتا بدون داشتن صلاحیت رسمی، خود را در جایگاهی میدیدند که میتوانستند با کارمندان برخورد کنند.
او میگوید بارها به دلیل هزارهبودن با زخم زبان و تحقیر روبهرو شده است و اعضای طالبان به کارمندان پیشین میگفتند که ادامهی کارشان وابسته به خواست آنهاست: «ما مجبور بودیم کار کنیم. خود شان (اعضای طالبان) چه باصلاحیت و چه بیصلاحیت میگفتند که دیگر هیچکسی از کارمندان هزاره حمایت نمیکنند، اینها فقط مزدور امارت اسلامی هستند و هر وقت بخواهیم بیرون میکنیم. من دقیق هشت سال و هفت ماه و یک روز، در وزارت تحصیلات کار کردم. بیشتر از چهار سالی که با طالبان کار کردم، هر روزش برایم دشوار بود و هر روز به خاطر یک چیز سرزنش و تحقیر میشدم.»
ریاست ارشاد، امر به معروف و نهی از منکر
دولتحسین میگوید در ادارهی طالبان، هر عضو این گروه برای بسیاری از کارمندان هزاره و غیرپشتون یک تهدید بالقوه به شمار میرفت؛ اما پس از ایجاد ریاستهای «امر به معروف» در وزارتخانهها، فشار بر کارمندان افزایش یافت.
او میگوید نیروهای امر به معروف طالبان، همانگونه که در خیابانها بر ظاهر و رفتار مردم و به ویژه زنان نظارت میکنند، در ادارهها نیز کارمندان را دربارهی ریش، مو، کلاه، نماز جماعت و سایر موارد مورد پرسش قرار میدهند.
دولتحسین میگوید بارها به دلیل اصلاحکردن ریش و موی سر، نپوشیدن کلاه و حاضرنشدن در نماز جماعت از سوی ریاست امر به معروف وزارت تحصیلات عالی احضار و مورد بازجویی قرار گرفته است:
«ریاست امر به معروف وزارت تحصیلات عالی به یک عذاب اضافی تبدیل شده است. هر روز کارمندان را بیجهت و بیدلیل بازجویی میکنند. حتا اگر کسی خلاف دستور این گروه رفتار نکند، باز هم آنها یک بهانه برای آزار و اذیت کارمندان پیدا میکنند. من تنها در یک سال اخیر، پنج بار در ریاست امر به معروف احضار شدم و یک بار به خاطر عزاداری در محرم و عاشورا مورد بازجویی قرار گرفتم که خیلی غیر موجه و مسخره بود. از من پرسان کردند که چرا شیعیان در محرم عزاداری میکنند و چرا به سر و سینهی خود میزنند. من پاسخ دادم، قناعت کردند؛ اما چیزی از نفرت شان نسبت به من که یک هزاره هستم کم نشد.»
سرانجام، پس از بیشتر از چهار سال ادامهی کار در وزارت تحصیلات عالی طالبان، روزی رسید که تخصص و سابقهی کاری نیز نتوانست جایگاه او را حفظ کند.
«هزاره هستی، اگر نه اخراج نمیشدی»
در بهار سال ۱۴۰۵، دولتحسین پس از آن از کار اخراج شد که برای مدت دو ماه به یکی از اعضای طالبان که به عنوان کارآموز معرفی شده بود، آموزش داد.
به گفتهی دولتحسین، ریاست منابع بشری به او دستور داده بود که آن عضو طالبان را با کارهای اداری و بهویژه فعالیتهای بخش تکنولوژی معلوماتی آشنا کند.
او میگوید این فرد که به گفتهی خودش، تازه از یک دانشگاه خصوصی در رشتهی اقتصاد فارغالتحصیل شده بود، دو ماه در کنار او نشست و دولتحسین تلاش کرد کارهای مربوط به اداره و آیتی را به او آموزش دهد.
پس از دو ماه، دولتحسین به ریاست منابع بشری احضار شد. به گفتهی او، رییس منابع بشری و رییس امر به معروف به او گفتند که دیگر به اداره نیاید و فرد دیگری جای او را گرفته است: «از آنها پرسیدم که چرا اخراج شدهام. به راحتی و با خنده. گفتند: به خاطری که جایت را یک مجاهد گرفته است و اضافه کردند: هزاره هستی اگر نه، اخراج نمیشدی.»
دولتحسین که در تمام این سالها امکان دفاع موثر از جایگاه خود را نداشت و به گفتهی خودش، بارها به دلیل هویت قومیاش تحقیر شده بود، پس از هشت سال و هفت ماه و یک روز از وزارت تحصیلات عالی کنار گذاشته شد.
او میگوید مدتی بعد، هنگامی که برای پیگیری سند تجربهی کاری خود به وزارت تحصیلات عالی رفت، متوجه شد فردی که جای او را گرفته، همان عضو طالبان است که دو ماه در کنار او به عنوان کارآموز نشسته بود و دولتحسین به او کار اداری و آیتی آموزش داده بود.
امروز، در پنجمین سال بازگشت طالبان به قدرت، دولتحسین بیکار است و نگران آیندهی خود و خانوادهاش.
او میگوید آنچه در سالهای اخیر در ادارههای دولتی دیده، برایش این تصور را ایجاد کرده است که کارمندان هزاره تا زمانی مورد نیاز هستند که نیروی وابسته به طالبان برای جایگزینی آنها پیدا شود.
برای دولتحسین، اخراج از وزارت تحصیلات عالی فقط پایان یک شغل نیست؛ پایان هشت سال و هفت ماه و یک روز تلاش برای ساختن یک زندگی حرفهای در رشتهای است که برای آن درس خوانده بود.
پرسش این است که در ساختار اداریای که به گفتهی او، هویت قومی و مذهبی و وابستگی سیاسی میتواند بر تخصص و سابقهی کاری غلبه کند، سرنوشت هزاران کارمند متخصصی که سالها برای ساختن ادارههای افغانستان کار کردهاند، چه خواهد شد؟
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه