امروز هنگام گشتوگذار در شبکههای اجتماعی، متوجه داستان زندگی دخترِ قهرمانی از دیار جاغوری شدم که توانسته بود قلههای بلند را فتح کند. وقتی وارد جزئیات زندگیاش شدم، فهمیدم که این دختر مبارز، در همین افغانستانِ پر از محدودیت زندگی کرده و مثل من، روزگار را در سایهی قیدوبندها سپری نموده است. داستان زندگی او چنان الهامبخش و تکاندهنده بود که با خواندنش، ناگهان جرقهای در درونم شعلهور شد. وقتی روزهای سخت زندگی او را در ذهنم تصور کردم، در حقیقت حال و روز امروز خودم را دیدم؛ دختری که به دلیل جنسیتش نگذاشتند به مکتب برود و درس بخواند، اما او با تمام وجود مبارزه کرد و با تلاشهای بیوقفهاش سرانجام به رویاهای بزرگش دست یافت و از هر راهِ ممکنی برای آموختن بهره جست.
ما نیز همگی همان یک دختری هستیم که در جغرافیای افغانستان نفس میکشند؛ سرزمینی که اگرچه اکنون میخواهند حضور علم و دانایی را در میان زنان و دخترانش انکار کنند، اما ما با تلاشهای بیوقفهی خود میتوانیم و باید به رویاهایمان برسیم تا دستکم پیش وجدانِ خودمان سرافکنده و آزرده نباشیم. در این میان، هستند تعداد اندک و شجاعی که تلاش برای رسیدن به اهدافشان را حتی تا سرحد مرگ دنبال میکنند؛ دقیقاً مثل زکیه که امروز داستان زندگیاش را خواندم. او با وجود تمام چالشهای حاکم بر کشور، با سختیهای فراوان از غزنی به کابل آمد تا درس بخواند و سپس به کشور دیگری رفت تا تحصیلاتش را ادامه دهد و زندگی رویاییاش را بسازد. او در آنجا به ورزش کوهنوردی روی آورد و با تلاش سرسختانه، به بالاترین نقاط جهان صعود کرد تا به عنوان اولین زن از دیار خود، تاریخسازِ زنان افغان و مایهٔ جرقهی درونی ما شود.
در این مسیر، یک کلمه «تلاش معمولی» است که همگی انجام میدهیم؛ اما کلمهی دیگر «تلاش تا سرحد مرگ» است. یعنی یا باید به مقصد برسیم و یا در راه رسیدن به آن فدا شویم! تنها در چنین نقطهای از جانفشانی است که ما میتوانیم به اهداف والای خود دست یابیم و با افتخار سر بلند کنیم. امروز اگر زکیه قدم اول را برای فتح قلهها برداشته است، فردا من و تو میتوانیم به اندازهی ارتفاعِ کوه اورست در بلندترین جایگاههای علمی و اجتماعی جهان بدرخشیم؛ چرا که در موقعیتهای سخت، با کوشش بیوقفه و استوار ماندن، هیچ چیزی ناشدنی نیست. ما نباید زکیه را سقفِ پرواز خود بدانیم، بلکه باید پا را فراتر گذاشته و گامهای بلندتری برداریم تا روزی بتوانیم در بزرگترین سازمانهای بینالمللی به نمایندگی از کشورمان حرف بزنیم و قصههای مگو و تلخی را که در افغانستان بر ما گذشته است، به گوش جهانیان برسانیم.
هیچ چیزی در این دنیا غیرممکن نیست؛ احتمالاً تا سال آینده این تو خواهی بود که اهدافت را به اندازهی عظمتِ اورست فتح میکنی. دنیا میگذرد و ما نباید امروزِ خود را به بهای ناامیدی بفروشیم، چرا که فردا دیگر خیلی دیر است؛ پس از همین حالا برای خود هدف تعیین کنید و برای رسیدن به آن از جان مایه بگذارید. ما همواره باور داشتهایم و اکنون نیز به عینه تأیید شد که زندگی در افغانستان برای زنان گرچه بسیار سخت است، اما رویا بافتن و امید داشتن، دیواری پولادین است که هیچگاه نمیشکند و سرانجام به حقیقت میپیوندد.
پیامی به زکیه
بسیار خوشحالم که در کنار ما هستی و با نامِ افتخارآمیزِ زنی از افغانستان، به این کشور امید تازه بخشیدهای. من امروز از ته دل امیدوارتر شدم و یقین یافتم که ما نیز میتوانیم به اهدافمان برسیم. امروز به وجود تو و تمام دخترانی که هنوز در این شرایط سخت با چنگ و دندان تلاش میکنند، افتخار میکنم و مطمئنم این کشور بهزودی به همان جایگاهی که شایستهاش است، خواهد رسید. روزی را خواهیم دید که همهی فرزندان این وطن با دستاوردهای بزرگ علمی و مسلکی به کشورشان بازمیگردند؛ چرا که ما ایمان داریم افغانستان دوباره به دست زنان و مردان شجاعش ساخته خواهد شد. تبریک میگویم به وطنم که چنین دخترانی دارد؛ دخترانی که حتی با برداشتن یک قلم ساده در دست، کشور را سرفرازتر میکنند.
من عمیقاً باور دارم که تحصیل و دانایی، کلید گشایش تمام درهای بسته است که با تلاشِ ما، راهها یکی پس از دیگری باز میشوند و شوق پرواز در دلها جرقه میزند. پس امروز قلمهایتان را با قدرت بردارید و سرنوشتتان را خودتان با واژههای زیبای علم، جامعه و مردمتان بنویسید و آراسته کنید و حقی را که سالهاست از دختران دریغ شده، بازپس بگیرید؛ اما این حق را با کلمهی صلح، با روش صلح و به سادگی بگیرید، چرا که راه واقعی موفقیت و بهترین دارو برای جهان، صلح است. به امید روزی که همهی شما نخبگان را در بالاترین و بهترین جایگاهها زیارت کنم.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه