مادرم همیشه میگفت در افغانستان اگر ثروتمند باشی مشکل داری و اگر فقیر باشی باز هم مشکل داری…!
صبح وقت با صدای مادرم از خواب بیدار شدم. این روزها اصلاً نمیتوانم به راحتی از خواب دل بکنم و شاید هم دلیلش این باشد که شبها خیلی کوتاه شده است. به هر حال رفتم وضو گرفتم و نماز خواندم. بعد از نماز حویلی را جارو کردم. برادران و خواهرم همه به سوی کورس و کار خود رفته بودند و فقط من و مادرم در خانه بودیم. کارها که تمام شد، صبحانه خوردم و در فضای مجازی سرگرم بودم که متوجه شدم مادرم با یکی از همسایهها در حویلی صحبت میکند. کنجکاو شدم و از مادرم پرسیدم چه خبر شده است. مادرم گفت که شب گذشته به خانهی همسایه دزد آمده است.
خیلی تعجب کردم، چون قبلاً چنین اتفاقی در کوچهی ما نیفتاده بود. چند گوشی باارزش و مقداری پول که برای کرایه خانه و مصارف زندگی کنار گذاشته بودند، به سرقت رفته بود. رفتم تا خانهی آنها را ببینم. میگفتند دزد از پنجره وارد خانه شده، بکس پول را برداشته و حتی به اتاق پسرانشان که خواب بودند نیز رفته و گوشیهایشان را با خود برده است. بعد هم از پنجرهی دیگری که جالی داشت بیرون شده است. راستش را بگویم، باور کردنش برایم سخت بود، چون هیچکدام از افراد خانه از خواب بیدار نشده بودند. اما صاحب خانه میگفت وقتی صبح بیدار شده، روی فرش نزدیک دروازه رد پای کفش مردانه را دیده است، در حالی که هیچکدام از اعضای خانواده با کفش روی فرش نمیروند. به هر حال شاید خداوند آنها را از خطر بزرگتری حفظ کرده باشد.
شب همان روز، نزدیک نیمهشب بود که برادر کوچکم بالای سرم آمد و گفت همراهش بیرون بروم؛ چون میترسد. با سختی از خواب بلند شدم و همراهش به بیرون رفتم. من کنار دروازه ایستادم و او با عجله رفت و برگشت. بعد دوباره خوابیدیم و از همهجا بیخبر بودیم. فردای آن روز، دو لنگه چپلی مردانه ناشناس در حویلی ما پیدا شد، آن هم کنار احاطه. برادرم میگفت احتمالاً همان دزد بوده است. وقتی دروازه را باز کرده بودیم، دزد ترسیده و با عجله از روی احاطه به طرف کوچه پریده و چپلیهایش را جا گذاشته است. بعدتر خبر شدیم که همان شب به خانهی یکی از همسایههای سر کوچه نیز دزد رفته و هر چیزی را که به دستش رسیده با خود برده است.
چند شب میشود که ما دیگر خواب راحت نداریم. تقریباً همه همسایهها از نیمههای شب تا صبح بیدار میمانند و نوبتی نگهبانی میدهند. ترس از دزدی و ناامنی، آرامش مردم را گرفته است. امنیت حق هر انسان است، اما این روزها بسیاری از خانوادههای دشتبرچی شبها را با نگرانی و اضطراب سپری میکنند و امیدوارند که این وضعیت هرچه زودتر پایان یابد.
دیدگاهها (0)
ارسال دیدگاه