جهان، لطفاً صدای ما باشید!

من یک دختر در افغانستانم؛ دختری که صدایش را خاموش کردند و دهانش را بستند تا کسی صدای حرف دلش را نشنود. چهار سال است که در رویا و حسرت زندگی می‌کنم. هر روزم می‌گذرد؛ اما زمان رسیدن به رویاهایم نمی‌رسد. من دختری در افغانستانم که سکوت را بر او اجبار ساخته‌اند و متهم بودن را بر او تحمیل کرده‌اند. حق من این نبود که فقط خوشحالیِ پسران را در امتحان کانکور تماشا کنم و حق من نبود که پنهانی اشک‌هایم را پاک نمایم.

من یک دختر در افغانستانم؛ نمی‌توانم صدایم را بلند کنم، نمی‌توانم در رسانه‌ها حاضر شوم و از بی‌عدالتی بگویم و فریاد بزنم: «عدالت! حق! آزادی!» من این حق را ندارم و هیچ‌یک از دختران افغانستان این حق را ندارند؛ مگر اینکه از همه‌چیز خود بگذارند و صدایشان را بلند کنند.

ای جهان! ما دختران افغانستان امروز به شما نیازمندیم تا دست ما را بگیرید و صدای ما باشید. حرف‌هایی که ما دختران افغانستان نمی‌توانیم بزنیم را لطفاً شما بگویید. ما دختران افغانستان امروز در وضعیتی قرار داریم که ما را در بدل لک‌ها افغانی می‌فروشند.

ما دختران، امروز برای خانواده‌ها هم مایه‌ی ننگ شده‌ایم؛ مگر این حق ماست؟ ای جهان! لطفاً صدای ما را بشنوید و در تأمین حق، کار و آزادی با ما همکاری کنید. امروز شما صدای ما باشید؛ تا فردا ما صدای شما شویم. حرف‌های دل ما و فریادهای درون ما را در رسانه‌ها پخش کنید.

صدای ما را به گوش همه برسانید تا مردم جهان بفهمند ما در برابر ظلم و ستم چگونه ایستادگی کرده‌ایم؛ تا بدانند در حالی که دیگر دختران جهان با دنیایی از پیشرفت رو‌به‌رو هستند، دهان ما دختران افغانستان را هنوز با چوب بسته‌اند! حق ما را از ما گرفتند، تحصیل‌ را از ما سلب کردند و آینده‌ی ما را خراب نمودند. در آخر هم ترس را به ما یاد دادند. در کشوری هستیم که وقتی بیرون می‌رویم، با ترس و لرز قدم برمی‌داریم که مبادا ما را ببرند، در حالی که باید با دیدن نیروهای امنیتی احساس امنیت کنیم؛ اما برعکس، احساس ترس تمام وجود ما را پر می‌کند.

ای جهان! ما دختران افغانستان حرف‌های ناگفته‌ی زیادی داریم؛ حرف‌هایی که هر روز درون ما را پر از آتش می‌سازند. پس لطفاً صدای ما باشید تا دیگر در میان این همه بی‌عدالتی نسوزیم. لطفاً صدای ما را به جهانیان برسانید تا نسل‌های بعدی بدانند نسل پیش از آن‌ها چه دختران باغیرت و باغروری بودند و چقدر در برابر ظلمی که در حقشان شد ایستادگی کردند.

بله، ما دختران افغانستان همان کسانی هستیم که با بی‌عدالتی رو‌به‌رو شده‌ایم و با درد و رنج دست‌وپنجره نرم می‌کنیم؛ اما هیچ‌گاه به تسلیم شدن فکر نکرده‌ایم و تا جایی که بتوانیم ایستادگی خواهیم کرد. اگر اشک را بارها و بارها به چشمان ما آوردند، باکی نیست، دوباره پنهانی پاکش می‌کنیم. اگر گفتند سرت را پایین بینداز، ما دوباره سرمان را بلند خواهیم کرد. درست است که نمی‌توانیم صدای خود را بلند کنیم؛ اما می‌توانیم بنویسیم. می‌نویسیم و باز هم خواهیم نوشت تا زمانی که به حق خود برسیم و از تلاش دست برنخواهیم داشت!

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000