کدام صحنه را برای اجرای نقشت می‌خواهی؟

دنیا صحنه‌ای برای اجرای هر نقشی است که می‌خواهیم. همه‌ی ما نقش و سکانس مورد نظر خود را برای بازی کردن داریم. ماجراها و داستان‌های بی‌شماری برای انتخاب نقشی که می‌خواهیم در صحنه هست و از هر راهی می‌توانیم به صحنه نمایش برسیم تا سکانس مورد علاقه خود را به اجرا بگذاریم؛ پس چرا ما دختران در افغانستان نتوانیم صحنه مورد علاقه‌ی خود را در این کشور انتخاب و اجرا کنیم؟

من یکی از بزرگ‌ترین طرفداران دنیای تماشا کردن هستم. نمی‌دانم علاقه شدیدم به دنیای فیلم و سریال از کجا و چگونه آغاز شد. تا به حال فیلم‌های گوناگونی تماشا کرده‌ام و چیزهای زیادی آموخته‌ام. خیلی وقت است باور دارم دنیا یک صحنه اجراست و به وضوح می‌بینم که همه حق دارند نقش مورد علاقه خود را بردارند و آن را روی صحنه‌ای به نام خودشان بازی کنند. یکی در این دنیا می‌خواهد مهربان باشد، داکتر شود و به مردمش خدمت کند؛ در همین حال، دیگری می‌خواهد بد باشد، جنایت کند و به مردم آسیب بزند. به همین روال، همه ما نقش خود را انتخاب می‌کنیم. اما در گوشه‌ای از دنیا، گروهی می‌خواهند نقش طالب را بازی کنند و مردم کشورشان را در قرن بیست‌ویکم از علم و دانش محروم سازند.

طالبان با این انتخاب خود، نظم جهان را به هم زدند. سازوکار دنیا به گونه‌ای شکل گرفته بود که همه حق انتخاب نقش خود را داشتند؛ اما طالبان به جای میلیون‌ها دختر دست به انتخاب زدند و بی‌نظمی بزرگی در صحنه‌های نمایش پدید آوردند.

حال دختری که سال‌ها تلاش کرد، شب‌ها بیدار ماند و درس خواند تا صحنه‌ی داکتر بودنش را بازی کند، دیگر نمی‌تواند آن را به اجرا برساند. دختری که پیش از طلوع آفتاب برمی‌خاست، ورزش می‌کرد و هر روز به خورشید صبح‌بخیر می‌گفت، دیگر صحنه‌ای برای مسابقات بین‌المللی ندارد. آن دختر چهارده‌ساله‌ای که دیگر هرگز صحنه‌ای به نام «صنف دوازدهم» را تجربه نخواهد کرد.

آن‌ها ابتدا بدون انتخاب مردم بر تخت قدرت نشستند و سپس بدون خواست جامعه، قوانین خود را وضع کردند. یکی از وحشتناک‌ترین این قوانین، منع دختران از آموزش بود. این تصمیم در جهان لرزش بسیار کوچکی ایجاد کرد و با واکنش ناچیزی روبه‌رو شد، چون جهان مصروف رویدادهای دیگری بود؛ اما در دنیای کوچک افغانستان، این تصمیم یک زمین‌لرزه ویرانگر بود که با شنیدنش میلیون‌ها دختر از درون فروریختند و لرزیدند. شنیدن اینکه همه صحنه‌ها و سکانس‌های زندگی‌شان ناپدید شده و دیگر نقشی برای اجرا ندارند، به معنای نابودی کامل بود.

در آن روزها همه‌ی دختران در شوک بزرگی فرو رفتند و باور نمی‌کردند دیگر نتوانند به رویاهایشان برسند. فکر می‌کردند همه‌چیز تمام شده است، اما تسلیم نشدند. دوباره از زمین برخاستند و شروع به بازسازی ویرانه‌های ناشی از این زلزله کردند. برای برخی بسیار سخت و طاقت‌فرسا بود که همه‌چیز را رها کنند و از نو بسازند. آن‌ها به زمان بیشتری نیاز داشتند تا دوباره سرپا شوند، نقش تازه‌ای برگزینند و برای به دست آوردن صحنه‌ای نو تلاش کنند. در این میان، دخترانی هم بودند که این ضربه سهمگین متوقف شان نکرد، بلکه انگیزه‌ای شد تا در صحنه‌های خود بهتر از گذشته بدرخشند. دیدن اینکه چگونه دختران از مانعی بزرگ به نام طالب عبور می‌کنند مرا به وجد می‌آورد؛ زیرا آن‌ها با گذشتن از این سد، هیجان‌انگیزترین سکانس زندگی خود را رقم زدند.

دخترانی که از این مانع گذشتند و نشان دادند طالبان نمی‌توانند سدی بر سر راه اجراهای شان باشند، به دیگران نیز انگیزه دادند تا مسیر و نقش جدید خود را بیابند. حتی برخی نخواستند مسیرشان را تغییر دهند، بلکه ایستادن و جنگیدن برای تصاحب همان صحنه را انتخاب کردند.

همه ما دوست داریم نقش خود را در صحنه نمایشی که می‌پسندیم اجرا کنیم. در اینجا یک پرسش پیش می‌آید که پاسخش برای همه ما یکی است: ما می‌خواهیم در چگونه دنیایی نقش خود را بازی کنیم؟

پاسخ روشن است: در دنیایی که هیچ طالبی برای تصاحب صحنه‌های ما وجود نداشته باشد؛ در دنیایی برابر که حقوق همه یکسان باشد و هر کس حق تصمیم‌گیری برای انتخاب نقش و صحنه خود را داشته باشد. در جهانی که ظلم و جنگی نباشد، دختری برای رویاهایش اشک نریزد، مادری از دوری فرزندش نگران نماند، پدری به اجبار خانواده‌اش را ترک نکند و کشوری در گرداب نابودی فرو نرود. ما صحنه نمایشی در صلح و آرامش می‌خواهیم؛ جایی که فراتر از ظاهر، به درون پاک یکدیگر نگاه شود و به جای ستم، دست یکدیگر را برای یاری بفشاریم. دنیایی که دغدغه‌ای جز شادی نداشته باشد، حقوق زن و مرد در آن برابر باشد و دختر بودن یک افتخار شمرده شود، نه یک جرم.

دختری که تمام رنج‌ها، نابرابری‌ها، تبعیض‌ها و دنیایی از غم را در این سال‌ها تجربه کرده، حالا در حال ساختن صحنه دنیای صلح است. او از دل این تاریکی به آگاهی و درکی رسیده که حاکمان مستبد هرگز به آن دست نیافته‌اند. دختران با به دست آوردن صحنه‌هایشان نشان خواهند داد که چگونه در اوج محدودیت، به دنبال رویاهایشان در دنیایی آزاد هستند. آن‌ها در آینده چنان نقشی را اجرا خواهند کرد که همه ستمگران از هیبت آن به خود بلرزند و مستبدان باید منتظر دیدن تماشایی‌ترین و هراس‌انگیزترین پرده این نمایش باشند.

دیدگاه‌ها (0)

ارسال دیدگاه

10000