گذشتم از گذشته‌ای که گذشت

گذشتم از گذشته‌ای که گذشت… نه با لبخند و خوشحالی، بلکه با افسوس و حسرت…! افسوس خوردن برای روزهایی که اصلا زندگی‌شان نکردم، روزهایی که فقط با گریستن و ترس به پایان رسیدند. حسرت خوردن برای چیزهایی که روزی فقط یک علاقه بودند؛ اما امروز رویای هزاران دخترِ رنجیده‌ در افغانستان شده‌اند. حسرت برای رفتن […]

Read More

روایتی از روزهای خاموش و دل‌های سرد

افغانستان که یک کشور اسلامی بوده، همواره در آن حق‌شناسی، احترام به بزرگان و حرمت زنان رعایت می‌شد. این سرزمین، کشوری آسیب‌دیده از جنگ بود که با همبستگیِ میان زنان و مردان، رو به سوی آبادی و پیشرفت داشت. مردم چشمان و دل‌هایی سیر داشتند و برای همه کار و کاسبی فراهم بود؛ پسران مکتب […]

Read More

دختران قوی و توانمند افغانستان

افغانستان سرزمین کوه‌های سر به فلک کشیده، با تاریخ کهن و مردم سخت‌کوش است. در این میان، دخترانِ افغانستان با وجود همه‌ی دشواری‌ها، همواره نمونه‌ای از شجاعت و استقامت بوده‌اند و ثابت کرده‌اند که هیچ مانعی نمی‌تواند آرزوهای بزرگ را از بین ببرد. دختری که با عشق درس می‌خواند، مهارتی یاد می‌گیرد یا برای آینده‌ی […]

Read More

بدون سلاح در میدان جنگ مانده‌ام…

روزهایم می‌گذرد. هر روز بیست‌وچهار ساعت، یک هزار و چهارصد و چهل دقیقه و هشتاد و شش هزار و چهارصد ثانیه است و من پنج سال از عمرم را که هر سال ۳۶۵ روز است، قربانی داده‌ام. چه روزهایی از جوانی، زندگی و زیبایی‌ام به هدر رفته است! نه این‌که درس نخوانم؛ نه! درس می‌خوانم، […]

Read More