بعضی وقتها فکر میکنم شاید بهترین روزهای زندگیام همان روزهایی بود که هنوز چیزی نمیفهمیدم. همان روزهایی که کودک بودم و با گریههایم تمام اتاق را پُر میکردم و مادرم برای آرام کردنم مرا در آغوش میگرفت. آن روزها هنوز نمیدانستم در شهری مثل کابل، دختر بودن میتواند از همان آغاز زندگی شبیه یک محکومیت […]
Read More