شب امتحان بود و من هیجانزده و بیحوصله منتظر صبح بودم که امتحان فرا برسد؛ چون انگلیسی را زیاد دوست دارم و کلماتش را دانهبهدانه حفظ بودم. من با دقیقهشماری کارهایم را انجام میدادم. کارم که تمام میشد، یکبار کتابم را به دست میگرفتم و بعد به دنبال کار دیگرم میرفتم. بالاخره نزدیک زمان امتحان […]
Read More