رویای ورود به دانشگاه؛ مبارزه با سختی‌ها

این روایتِ من است؛ دختری از سرزمین افغانستان که در میان ساختارهای مردسالار زندگی می‌کند. در جایی که گاه درس خواندن دختران گناه محسوب می‌شود. من در کشوری هستم که نیمی از پیکر جامعه، از اساسی‌ترین حق خود یعنی آموزش و کار محروم شده است. اکنون که سال‌ها از حاکمیت دوباره‌ی طالبان می‌گذرد، اکثریت دختران […]

Read More

کتاب‌خوانی؛ کلید‌واژه یا راهنما؟

کتاب‌خوانی یکی از مهم‌ترین و ارزشمندترین راه‌های کسب اطلاعات و آگاهی در جامعه‌ی بشری است. با توجه به پیشرفت سریع جهان امروز، انسان‌ها بیش از هر زمان دیگری نیاز دارند تا از منابع مختلف، به‌ویژه کتاب‌ها، برای افزایش دانش و درک بهترِ جهانِ پیرامون خود استفاده کنند. هدف این نوشته، بررسی تأثیرات کتاب‌خوانی بر رشد […]

Read More

عادت ماهیانه؛ پدیده‌ای طبیعی، نه مایه‌ی ننگ

آن‌روز سوم عید بود. منتظر زنگ مکتب بودم. گوش‌هایم را تیز کرده بودم تا شاید خبری از باز شدن درهای مکاتب دخترانه بشنوم؛ اما هیچ خبری نشد و دلم گرفت. برای عوض شدن حال و هوایم به خانه‌ی دوستم «بهار» رفتم تا احوالی از او بگیرم. وقتی درِ حویلی را زدم، برادر کوچکترش در را […]

Read More

من حق ندارم به رویاهایم خیانت کنم

گاهی صدایم در سینه‌ام حبس می‌شود و زمان برای لحظه‌ای می‌ایستد. درست همان‌وقتی که فکر می‌کنم شاید به رویاهایم نرسم. در آن لحظات، انگار دنیا و زندگی‌ام به پایان می‌رسد. از وقتی نامزد شده‌ام، حسی تمام وجودم را تسخیر کرده است که می‌خواهد مرا به چاه عمیقی از پرسش‌ها و تردیدها بکشاند؛ انگار بر لبه‌ی […]

Read More

ورق‌های سپیدِ کتاب؛ دنیای زیبایِ درونم

هر صفحه‌اش مانند خیابان‌های زندگیِ من است؛ با هر ورق زدن آن صفحه‌ها، حس‌های متفاوتی را همزمان تجربه می‌کنم. اولین باری را که کتاب در دست گرفته بودم، خوب یادم می‌آید. یکی از روزهای بهاری بود که آفتاب آرام‌آرام می‌تابید و انگشتان من لطافت ورق‌های سپیدِ زندگی را که چون برگ‌های سبز درختان بودند، حس […]

Read More