موج شدید ناامنی و دزدی‌های مسلحانه در غرب کابل

در حالی که سخن از «تأمین امنیت سراسری» در افغانستان از سوی گروه حاکم سر زبان است، تجربه‌ی روزمره‌ی شهروندان در بسیاری از بخش‌های کشور تصویر متفاوتی را نشان می‌دهد. افزایش دزدی‌های مسلحانه، به‌ویژه در منطقه‌‌های شهری به یکی از نگرانی‌های جدی مردم تبدیل شده است؛ نگرانی‌ای که نه‌تنها امنیت مالی و جانی، بلکه آرامش […]

Read More

وقتی رویاها در صنف جا می‌ماند

آیا شما فکر می‌کنید که با بسته شدن درهای مکاتب، دختران در افغانستان فقط از درس و تعلیم محروم می‌شوند؟ آیا گمان می‌کنید وقتی دختران دیگر اجازه‌ی رفتن به مکتب را ندارند، تنها تغییر در زندگی‌شان این است که کتاب و قلم به دست نمی‌گیرند؟ آیا تصور می‌کنید وقتی دختران خانه‌نشین می‌شوند، زندگی در خانه […]

Read More

نام تو نبض من است…!

من دلم برای آسمانِ بی‌دفاع افغانستانم می‌سوزد؛ برای آسمانی که سال‌هاست رنگ آرامش را به خود ندیده و به جای پرواز کبوتران، صدای انفجار و هراس را در سینه نگه داشته است. برای چوکی‌هایی که در انتظار صاحب‌های کوچک‌شان فرسوده و پوسیده شدند؛ چوکی‌هایی که روزی شاهد خنده‌های کودکانه بودند و امروز تنها، در سکوت […]

Read More

ما هرگز شما را نمی‌بخشیم

در سرزمینی که سال‌هاست با جنگ، ناامنی و بی‌ثباتی دست‌وپنجه نرم می‌کند، شاید کمتر زخمی به عمق بسته‌شدن دروازه‌های مکاتب دختران باشد. این فقط بستن یک ساختمان نیست؛ این خاموش‌کردن چراغی‌ست که می‌توانست مسیر یک نسل را روشن کند. وقتی می‌گوییم «ما هرگز شما را نمی‌بخشیم»، این جمله از خشم کور نمی‌آید، بلکه از دردی […]

Read More

رهبرِ فراموش‌نشدنی

کودکی خردسال با موهای سیاه که انتهای آن به حلقه‌های کوچک و مجذوب‌کننده ختم می‌شد، در کنار پدرش نشسته بود. گاهی به موبایل پدرش نگاهی می‌انداخت و گاهی با انگشتانش بازی می‌کرد. در همین لحظه‌ها، پدر دخترک عکسی از استاد عبدالعلی مزاری را نظاره می‌کرد که دخترک با صدای بلند و رسای کودکانه‌اش زمزمه کرد: […]

Read More