با یک بار باز و بسته کردنِ چشمانم، روزها آنقدر سریع گذشت که انگار بعضی از روزها اصلاً وجود نداشته است. حتی نتوانستم به نورِ خورشید و نورِ ماه خیره شوم و از تماشایشان لذت ببرم. روزها آنقدر زود گذشت که همه به دردهایشان و به رنجهایی که داشتند عادت کردند. برای زخمهایشان مرهمی به […]
Read More