اعتماد (۲۰)؛ رمزگشایی چهار افسانه

در این شماره از یادداشت‌های اعتماد، می‌خواهم چهار افسانه را بازخوانی و رمزگشایی کنم؛ چهار روایتی که در بستر تاریخ معاصر ما، رفته‌رفته از سطح برداشت، تفسیر و داوری سیاسی فراتر رفته‌اند و در ذهن بسیاری چنان صورتِ واقعیت به خود گرفته‌اند که گویی دیگر جای پرسش و تأملی در آن‌ها نمانده است. مقصودم از […]

Read More

از اجبار تا آگاهی؛ فرق بین پنج سال پیش و امروز من

درس خواندن برایم هیچ معنای خاصی نداشت… درس را برای خودم نمی‌خواندم؛ برای دختر بودنم، برای تکامل خودم و برای این‌که خودم را دریابم، هرگز نمی‌خواندم. صادقانه بگویم، مکتب را فقط از روی مجبوریت می‌خواندم، چون باور کرده بودم اگر مکتب نخوانم، هرگز به جایی نمی‌رسم. آن زمان مکتب دولتی می‌رفتم. فقط برای خوش‌گذرانی و […]

Read More

خاموشیِ چراغ‌های دانایی

گاهی سکوت، بلندترین فریاد جهان است؛ فریادی که نه از گلو، بلکه از دلِ خاموشِ روزگار برمی‌خیزد. این روزها، در گوشه‌ای از این سرزمین، سکوتی سنگین سایه انداخته است؛ سکوتی که در آن نه صدای ورق خوردن کتابی شنیده می‌شود، نه زمزمه‌ی درسی و نه خنده‌ای که از شوق دانستن برخیزد. در جایی که روزی […]

Read More

چه زیباست، بهار فصل شکوفاییِ ما باشد

درختان شکوفه‌های سپید و خوشبو داده‌اند. چکاوک‌ها و گنجشک‌ها روی شاخه‌ها می‌نشینند و نغمه‌سرایی می‌کنند. نغمه‌هایشان چقدر دل‌نشین و گوش‌نواز است و نوید بهار را به مردم می‌دهند. هوای پاک کابل، بعد از باران‌های بهاری، خیلی شفاف و دل‌پذیر شده است، چون زمستان چمدان خود را آرام بست و رفت. در زمستان، کابل گاهی هوای […]

Read More

ریش، کلاه و سکوت؛ روایت فشارهای ایدیولوژیک در دانشگاه هرات

در افغانستان امروز، دانشگاه دیگر جایی برای تحصیل و آموزش دانش و تخصص نیست، بلکه به میدان اعمال قدرت، تحمیل ایدیولوژی و بازسازی و تغییر اجباری هویت تبدیل شده است. تازه‌ترین دستور طالبان که دانشجویان را به پیروی از مذهب حنفی «برای حفظ وحدت» وادار می‌کند، تنها یک فرمان مذهبی نیست، بلکه بخشی از روندی […]

Read More