نیمی از جامعه، محروم از آموزش

دیروز وقتی در صنف امپاورمنت رفتم، دیدم که تمام دانش‌آموزان مکتب در حویلی بودند. در حقیقت، روز اول مکتب بود و دانش‌آموزان از دروازه‌ی مکتب با شور و اشتیاق وارد می‌شدند. بعد برنامه‌ی زنگ مکتب را اجرا کردند. استادان، مدیران، دانش‌آموزان و والدین، همه در صحن حویلی حضور داشتند و فضا خیلی شلوغ و پر […]

Read More

رویای رهبری زنانه؛ رویایی فراتر از خواب‌وخیال

ما دختران سر زمینی هستیم که بیشتر از هر کسی معنی رویا داشتن را درک کردیم. فهمیدم رویا داشتن فقط خواب و خیال نیست، بلکه چیزی است که ما آن را می خواهیم زندگی کنیم. باید برای زندگی کردن رویای خود باید از این تحولات و تغییراتی که سد راه ما دختران این کشور قرار […]

Read More

دختری با پارچه‌ی ناکامی از صنف شش

گاهی وقتی به گذشته نگاه می‌کنم و آینده را با ادامه‌ی وضع موجود پیش‌بینی می‌کنم، هم به چشم سر می‌بینم که هزاران دختر، دیگر اجازه‌ی ادامه‌ی درس‌خواندن در مکتب را ندارند و همین‌طور هزاران دختر در سال‌های بعدی هم‌چنان محروم می‌شوند. «طالبان مکاتب را بستند… نه برای همیشه، فقط گفتند فعلاً تا امر ثانی مکتب‌ها […]

Read More

اعتماد (۱۹)؛ «نگاه معنابخشِ» مزاری

در یادداشت پیشین گفتم که یکی از تصمیم‌های بزرگ و تاریخ‌ساز کنگره‌ی حزب وحدت در بامیان، انتخاب مزاری در مقام رییس شورای مرکزی یا دبیرکل حزب بود. اکنون، با فاصله‌ی نزدیک به سی‌وپنج سال از آن روزگار، هرچه بیشتر به آن لحظه برمی‌گردم، این نکته برایم روشن‌تر می‌شود که آن انتخاب را نمی‌توان فقط در […]

Read More

این‌که هنوز ادامه داده‌ام…!

هشت سال بعد، وقتی در آیینه به چشمانم نگاه می‌کنم، انگار با کسی روبه‌رو می‌شوم که هم غریبه است و هم آشنا… کسی که دردهای زیادی را خاموشانه تحمل کرده، اما هنوز لبخند زدن را بلد است. منِ امروز، همان منِ دیروز است، فقط با قلبی که بارها شکسته و دوباره خودش را جمع کرده […]

Read More