اعتماد (۱۵): مزاری؛ معمار کاریدور بدیل

در یادداشت قبلی، آن‌جا که از روزهای نخست شکل‌گیری حزب وحدت سخن می‌گفتم، به یکی از اصطلاحات امپاورمنتی نیز اشاره کردم: «کاریدور بدیل» یا «Alternative Pathway». در آن‌جا به اجمال یادآور شدم که حزب وحدت، در متن تحولات جامعه‌ی هزاره،… بیشتر

اعتماد (۱۴)؛ گذشته را صلوات، آینده را احتیاط!

سال ۱۳۶۹، در صفحه‌ی خاطرات من، از دو منظرِ به‌ظاهر جدا، اما در باطن سخت به‌هم‌پیوسته، سالی تعیین‌کننده و آموزنده است: از یک‌سو، «مکتب» در تجربه‌ی شخصی‌ام به‌مثابه‌ی یک راه تازه و یک امکان بدیل ظاهر شد؛ راهی که بعدها… بیشتر

اعتماد (۱۳)؛ مکتب شهدای سراب

سال ۱۳۶۹، در امتداد تجربه‌های سال ۱۳۶۸، برای من و نیز برای جامعه‌ی هزاره در افغانستان، سال ورود به مرحله‌‌ای تازه از یک تحول بزرگ سیاسی و اجتماعی بود. در این یادداشت، قصه‌ی مربوط به خودم را روایت می‌کنم و… بیشتر

اعتماد (۱۲): داکتر طالب؛ چهره‌ای متفاوت در سیاست

اولین بار که پایم را به دفتر پشاورِ سازمان نصر گذاشتم، اواخر قوسِ سال ۱۳۶۸ بود. این شهر، پیش از من، چندین توفانِ هم‌زمان را پشت سر گذاشته بود: شکستِ عملیات مجاهدین برای فتح جلال‌آباد و سرخوردگیِ تلخی که در… بیشتر

اعتماد (۱۱): قیوم رهبر؛ تصویری در آیینه

وقتی داکتر صبور سیاه‌سنگ نوشته‌ی بلندش را به تاریخ ۲۱ دسامبر ۲۰۲۵ درباره‌ی قیوم رهبر در فیسبوک نشر کرد، نه متعجب شدم و نه آن تصویرِ آرام و محکمی که از قیوم رهبر در ذهنم داشتم، فرو ریخت. با این… بیشتر