اعتماد (۱۰)؛ خوری نه‌خوری، حساب یو شی ده…

این یادداشت برای من فقط یک روایتِ سفر نیست. ریشه‌ی بسیاری از قصه‌هایی است که بعدتر در جنگ‌های داخلی، در پیچ‌وخم‌های دوران جمهوریت و در سایه‌ی سنگین طالبان دوباره سر بلند کرده اند. حس می‌کنم در افغانستان، آن‌چه ما «سیاست»… بیشتر

اعتماد (۹)؛ آخرین جنگ – تیر تمام…

نیمه‌های سال ۱۳۶۸ بود که زخمی پنهان، آرام‌آرام زیر پوستِ منطقه و جبهه‌ی جغتو ــ زیر پای سازمان نصر و پاسداران جهاد ــ سر باز کرد و به نقطه‌ی انفجار رسید. نام رسمیِ این زخم «مشیِ مصالحه‌ی ملی» دولت داکتر… بیشتر

مزاری؛ رسانه، آگاهی جمعی و انسجام سیاسی

سخنرانی عزیز رویش در سی‌ویکمین سالیاد شهادت بابه مزاری – واشنگتن‌ دی‌سی – 8 مارچ 2026 اشاره: این متن، بازنویسیِ سخنرانی من در مراسم سی‌ویکمین سالیاد شهادت بابه مزاری به تاریخ هشتم مارچ ۲۰۲۶ در تالار دانشگاه مونتگومری واشنگتن دی‌سی… بیشتر

اعتماد (۸)؛ لایه‌های درونی سازمان نصر

پیش‌تر گفته بودم که دستان استاد حکیمی، مرا به حلقه‌ی سازمان نصر برد. امروز، وقتی از فاصله‌ی سال‌ها به آن روزها برمی‌گردم، می‌بینم که آن ماجرا فقط یک آشنایی ساده نبود؛ فقط این نبود که جوانی به درِ خانه‌ی مردی… بیشتر

اعتماد (۷)؛ من و بلقیس ـ شهناز

در میان همه‌ی صورت‌هایی که اعتماد در زندگی انسانی پیدا می‌کند، شاید هیچ صورتی به اندازه‌ی اعتمادی که میان زن و شوهر شکل می‌گیرد، واقعی، انضمامی، روزمره و سرنوشت‌ساز نباشد. در این‌ رابطه، اعتماد فقط یک «فضیلت اخلاقی» یا یک… بیشتر