اعتماد (۴)؛ غول‌ها بیدار می‌شوند…

سال ۱۳۶۸ از همان آغاز، سالِ پرقصه‌ای بود؛ سالی که از یک‌سو در آسمانِ سیاستِ افغانستان هوا عوض شد و از سوی دیگر، در زمینِ کوچکِ زندگیِ من راهی تازه برای ورود به مبارزه گشوده شد. بعدها که با مفهوم… بیشتر

اعتماد (۳)؛ ورود به سازمان نصر

صبحِ فردا، هنوز هوا درست باز نشده بود که استاد حکیمی از پدرم خواست اسبش را در اختیار او بگذارد و اجازه دهد من هم همراهش باشم؛ هم برای این‌که مراقب اسب باشم، هم برای این‌که تا «نیخته» هم‌راه و… بیشتر

اعتماد (۲)؛ آشنایی با استاد حکیمی

اعتماد، از اموری نیست که دو طرفِ برابر داشته باشد. مثل معامله یا قرارداد نیست که دو نفر بنشینند، کاغذی را پیش روی خود بگذارند و پایش امضا کنند و با لبخند بگویند: «از امروز به هم اعتماد می‌کنیم». اعتماد،… بیشتر

لت‌وکوبِ قانونی؛ قانون جدید طالبان و نقطه‌ی مقابل کرامت انسانیِ زنان

وقتی قانون را علیه زنان می‌نویسند، لت‌وکوب و شکنجه قانونی و خفقانِ اجباری می‌شود و زندگی زنان عملا به پرت‌گاه فراموشی سپرده می‌شود و کسی به کرامت انسانی آنان اهمیت نمی‌دهد. به این فکر می‌کنم که نسل‌های آینده با چه… بیشتر

زبان مادری؛ نخستین جهانِ کودکی، نخستین حقِ شهروندی

زبان مادری؛ حقِ طبیعی یا امتیاز سیاسی؟ زبان مادری چیست و چرا فقط ابزار سخن گفتن نیست؟ زبان مادری نخستین جهانی است که کودک در آن نفس می‌کشد. خط نخست هویت هر انسان زبان مادری اوست. هر انسان پیش از… بیشتر