از خانه تا مکتب؛ مبارزه برای حقوق زنان

از خواب بیدار شدم و چشم‌هایم را باز کردم. بعد از انجام برخی از کارهای خانه، صبحانه آماده کردم و همراه با اعضای خانواده نشستم. آن روز، ۲۵ نوامبر ۲۰۲۴، روز جهانی محو خشونت علیه زنان بود. دیگران مشغول صحبت… بیشتر

فقر و تنگ‌دستی، من را قربانی ازدواج کرد!

این دل تنگم کمی خلوت و اندکی گوشه‌نشینی می‌خواهد. میل دارد بال بگشاید و به خراش‌های آسمان پرواز کند. می‌خواهد به هوای سرزمین کهن، افغانستان، برود و از فرهنگ و طرز تفکر مردمش کلام به قلم جاری سازد. می‌خواهد در… بیشتر

فصل تازه‌ای در مکتب

پاییز ۱۴۰۲ برای من و خواهرم شروعی دوباره بود؛ زمانی که با خود گفتم: باید کاری کنم، باید مسیری را آغاز کنم که همیشه در قلبم حس می‌کردم. عصر یکی از روزهای پاییزی بود که تصمیم گرفتیم به دنبال فرصتی… بیشتر

فریادهای خاموش را سرخواهیم داد!

در سرزمینی که خورشید از پشت کوه‌های بلند و خشن بیرون می‌آید و بادهای سرد و سوزان روزگار را می‌گذرانند، من دختری از افغانستان، داستانم را با قلبی پر از درد و روحی پر از امید برای‌تان بازگو می‌کنم. زندگی… بیشتر

فریاد در سکوت و آواز ناتمام

لبخند دخترک در جا خشکید وقتی که لت‌وکوب مادرش را دید. در کنار دیوار ایستاده بود و از پشت پرده‌ی اشک، قامت بلند پدرش را که روی مادر خم شده بود، تماشا می‌کرد. چوب کلفتی زیر گلوی مادر بود؛ اما… بیشتر
میدیا \ جوانان