ما دختریم؛ هدیهای از جنس مهربانی!
درست سهسال قبل در همین روزها و هفتهها در صنف درسی و پهلوی دوستم مهدیه نشسته بودم و هر دو بیصبرانه منتظر زنگ رخصتی بودیم . وقتی زنگ رخصتی «دنگ دنگ» به صدا در آمد، هر دو کتابها و کتابچههای…
بیشتر