برادر مهاجرم

قبل از ورود طالبان و تغییر نظام، زندگی مردم در روال عادی خود جریان داشت. دختران و پسران با تمام رویاها و اهداف شان به مکتب و پوهنتون می‌رفتند. با شوق و انگیزه برای امتحان کانکور آماده می‌شدند. حتی جوانانی… بیشتر

بدون عطر مکتب؛ یک سال دیگر نیز گذشت

یک سال دیگر هم گذشت. یک سال دیگر هم به دو سال گذشته اضافه شد که ناامیدی‌های ما را بیشتر کند. یک سال دیگر هم بدون چوکی، میز و خانم معلم گذشت تا بازهم حسرت روزهای بودن در مکتب را… بیشتر

بدن زخمی همسایه و دل بی‌قرار من

ناخواسته چشمانم از خواب پریدند. گویا صدایی مرا بیدار کرده بود؛ صدایی که در سرم می‌پیچید و نمی‌گذاشت تا بخوابم. به چهار کنج خانه نگاهی انداختم؛ اما جز تاریکی چیز دیگری دیده نمی‌شد و سکوت عجیبی در خانه حکم‌فرما بود.… بیشتر

بختیار و بخت‌آور؛ یک فرد و دو سرنوشت

چندی پیش سریالی پاکستانی تماشا کردم. نام سریال از شخصیت اصلی آن گرفته شده بود: بخت‌آور. داستان درباره‌ی دختری از یکی از روستاهای پاکستان است. پدر معتادش، خواهر بزرگ‌تر او را در ازای بدهی‌هایش به ازدواج مردی پیر درمی‌آورد. هنگام… بیشتر

بانویی که برای افغانستان یک الگو است

افغانستان در تاریخ خود زنان آزاده و با فراست زیادی دارد. به عنوان نمونه یکی از آن زنان شجاع و الگو برای همه‌ی ما بانو سیماسمر است. سیماسمر، نامی است که در دل زمان و تاریخ همچون ستاره‌ای درخشان، با… بیشتر
میدیا \ جوانان