دختری که رویاهایش را هرگز گم نکرد

فصل زمستان، با شبی سرد و طولانی بود. شبی که تاریکی‌اش سنگین‌تر از همیشه به نظر می‌رسید. شبی که دوست داشتی، فردایش آفتابی باشد و سردی را مثل دیگر احساس نکنی. در این شب، مثل تمام شب‌های دیگر در گوشه‌ی… بیشتر

دختری که خواسته‌هایش ناتمام ماند

زندگی همیشه پر از لحظه‌های شیرین و تلخ است. بعضی روزها با شوق و ذوق فراوان به‌سوی آینده قدم می‌گذاریم؛ اما بعضی وقت‌های دیگر با موانعی روبه‌رو می‌شویم که از درون و بیرون بر ما فشار وارد می‌کنند و توانای… بیشتر

دختری که آرزوهایش بزرگ‌تر از محدودیت‌هاست

او دختری است که قلبش مملو از آرزوهای بزرگ است؛ آرزوهایی که آسمان را لمس می‌کنند، از مرزها عبور می‌کنند و فراتر از هر آن چیزی می‌روند که دیگران ناممکن می‌پندارند. او می‌خواهد دنیا را تغییر دهد، می‌خواهد به اوج… بیشتر

آموزش؛ تنها راه نجات دختران افغانستان

صبحی بود که بوی بهار می‌داد. خورشید از پشت کوه‌ها سرک می‌کشید و نوری طلایی بر زمین می‌افکند؛ نوری که نوید فصل تازه‌ای را می‌داد. اما برای من، این بهار جز تلخی چیز دیگری نداشت. سال آموزشی جدیدی آغاز می‌شد… بیشتر

دختری با دل شکسته؛ اما اراده‌ی فولادین

صبح دل‌انگیزی بود. هوای تازه بوی بهار می‌داد. خورشید آرام از پشت کوه‌ها سر برمی‌آورد و نوری طلایی بر زمین می‌افکند. این نور گویا نویدبخش فصل جدیدی بود. دل من نیز پر از شوق و امید بود. قلبم با هر… بیشتر
میدیا \ جوانان