این تاریکی ابدی نیست؛ ما شعله‌های امیدیم

صبح که چشم باز کردم، نوری کم‌جان از میان پرده‌های سنگین اتاقم به داخل سرک می‌کشید. این نور، هرچند شکننده، مثل شعاعی از امید در تاریکی می‌درخشید. دقایقی طول کشید تا از فکرهایی که شب گذشته ذهنم را پر کرده… بیشتر

شکست‌ها یا شروع‌های ناتمام؛ از کدام بترسیم؟

گاهی از خود می‌پرسم: آیا باید از شکست‌ها بترسیم یا از شروع‌های ناتمام؟ این پرسش، مانند بادی در ذهنم می‌پیچد و در لحظه‌لحظه‌ی زندگی مرا دنبال می‌کند. شاید در نگاه اول، پاسخ ساده باشد: از شکست‌ها باید ترسید، زیرا آن‌ها… بیشتر

ای زن، ای امیدِ عشق و آزادی

در آستانه‌ی روز جهانی زن، نامه‌ای می‌نویسم که نه‌تنها برای زنان، بلکه برای همه‌ی انسان‌هایی است که در جست‌وجوی معنا، عشق و آزادی هستند. زن، این موجود اسرارآمیز و زیبا، نه‌تنها نیمی از پیکره‌ی هستی، بلکه قلب تپنده‌ی زندگی است.… بیشتر

سلام 2025؛ سال تلاش و امید

من، حمیده احمدی، دختری از سرزمین زیبای افغانستان هستم. سرزمینی با کوه‌های بلند و دریاهای خروشان، سرسبزها و چمن‌زارهایی که بوی خوشی و شادی می‌دهند و صدای چیرچیر پرندگان طنین خوش‌آوای طبیعت را می‌سازند. سرزمینی که با این همه زیبایی،… بیشتر

اولین سفرم به کابل؛ روایتی از امید و چالش

زمستان بود و تصمیم گرفتم برای ادامه‌ی تحصیل به کابل بروم. امنیت در برچی همیشه مساله‌ی جدی بود؛ اما من عزم خود را جزم کرده بودم تا رویاهایم را از دشت برچی در غرب کابل، دنبال کنم. صبح آن روز… بیشتر
میدیا \ جوانان