این تاریکی ابدی نیست؛ ما شعلههای امیدیم
صبح که چشم باز کردم، نوری کمجان از میان پردههای سنگین اتاقم به داخل سرک میکشید. این نور، هرچند شکننده، مثل شعاعی از امید در تاریکی میدرخشید. دقایقی طول کشید تا از فکرهایی که شب گذشته ذهنم را پر کرده…
بیشتر