نوشتن، فریاد آزادی

نوشتن همیشه برای من پناهگاه امنی بوده است؛ جایی که می‌توانستم در آن غرق شوم و از دنیای واقعی دور شوم؛ اما هرگز تصور نمی‌کردم این پناهگاه تا این اندازه قدرتمند باشد؛ جایی که مرا به رویاهایی فراتر از تصورم… بیشتر

نوری در تاریکی کابل

چشمانم را از رویای رنگارنگم می‌گشایم، رویاهایی که قلبم را روشن کرده‌اند، تا خود را برای تحقق بخشیدن به آن‌ها آماده کنم. از کوچه‌های ناامن کابل عبور می‌کنم؛ اما ذهنم سرشار از امید است. اولین‌روز از زمستان دل‌انگیز سال ۱۴۰۳… بیشتر

نوروز؛ نمادی برای آغاز دوباره

سال نو فرصتی برای شروع دوباره، تحقق آرزوها و تبدیل رویاها به واقعیت است. با هر روز جدید، فرصت‌های تازه‌ای پیش روی ماست تا به سوی بهتر شدن گام برداریم. امیدوارم که این سال برای همه‌ی ما، به‌ویژه عزیزانی که… بیشتر

نوروز؛ تحفه‌ای از دل فرهنگ و طبیعت

یک سال دیگر سپری شد. چهار فصل، یکی پس از دیگری آمدند و رفتند، روزها و شب‌ها در هم آمیختند و خاطراتی را بر جای گذاشتند. سالی که با تمام خوشی‌ها، دشواری‌ها، امیدها و دلهره‌هایش به پایان رسید. در این… بیشتر

نوروز، سبزه و آینده‌ای که می‌سازیم

کنار پنجره نشسته‌ام. هوای بهاری آرام‌آرام بوی تازگی را به داخل خانه می‌آورد. از اینجا می‌توانم برادرم را ببینم که در صحن حویلی، نهالی را در زمین می‌کارد. چهره‌اش پر از دقت است، انگار نهال را با عشق به خاک… بیشتر
میدیا \ جوانان