روزِ انتظار، دیدار و لبخندهای بیپایان
امروز را با صدای لطیف و دلنشین مادرم از خواب بیدار شدم. با مهربانی گفت: دخترم، بیدار شو، ساعت ۶ صبح شده است. وقت نماز است. تا آماده شوی، زمان رفتنت به کورس میرسد. چشمانم هنوز سنگین بود، انگار کسی…
بیشتر